اين اوصاف چهارگانه شخصيت محمد بن ابىبكر را كاملًا روشن مىسازد و ابعاد مختلف فضايل او را تشريح مىكند . نخست اشاره به خيرخواهى و به منزلهء فرزند بودن او مىكند . محمد نه تنها فرزند روحانى امام عليه السلام بود بلكه با توجّه به اينكه مادرش اسما بعد از فوت ابو بكر با على عليه السلام ازدواج كرد و محمد در دامان آن حضرت پرورش يافت به منزلهء فرزند آن حضرت محسوب مىشد . « 1 »
آنگاه به عامل كادح بودن او اشاره مىكند كه در منصب فرماندارى سختكوش و پرتدبير و آگاه بود . سپس به موقعيت او در برابر دشمنان مىپردازد و از او به عنوان سيف قاطع و شمشير برنده ياد مىكند ، پس از آن به حالت دفاعى و بازدارندگى او در برابر هجمات دشمن يا حوادث ناراحت كننده اشاره و او را به ستون نيرومندى تشبيه مىكند كه بنا را از فرو ريختن نگه مىدارد و آفات را از آن دور مىسازد .
آنگاه براى اينكه هيچ كس توهم نكند امام عليه السلام در حفظ محمد كوتاهى كرده مىفرمايد : « من مردم را به ملحق شدن به او و كمك كردنش قبل از اين حادثه ( بارها ) امر كردم و تشويق و تحريص نمودم و در آشكار و پنهان و از آغاز تا پايان آنها را براى حركت به سوى او ( به سوى سرزمين مصر ) فرا خواندم ؛ ولى ( با نهايت تأسف ) گروهى با كراهت آمدند و گروه ديگرى به دروغ به بيمارى و بهانههاى ديگر متوسل شدند و جمعى ديگرى آشكارا از قيام براى جهاد سر
هامش
( 1 ) . مادرش اسما بنت عميس خواهر ميمونه همسر پيغمبر صلى الله عليه و آله ، از زنانى بود كه همراه شوهرش جعفر بن ابىطالب به حبشه مهاجرت كرد و در آنجا خداوند سه فرزند به او داد : محمد ، عبداللَّه و عون . آنگاه به اتفاق همسر و فرزندانش به هنگام فتح خيبر به مدينه مهاجرت كرد . هنگامى كه جعفر در روز جنگ موته شربت شهادت نوشيد ابو بكر او را به همسرى خود در آورد و محمد بن ابىبكر نتيجهء آن ازدواج بود و هنگامى كه ابوبكر از دنيا رفت چون اسما زنى صالح و دوستدار اهل بيت بود على عليه السلام با او ازدواج كرد و فرزندى به نام يحيى از وى متولد شد ( شرح نهجالبلاغه ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 142 ) .