درآمدها و هزينههاى جارى را .
آنگاه امام عليه السلام پيوند گروه ديگرى را با اصناف گذشته بيان كرده مىفرمايد :
« همهء اين گروهها نيز بدون تجار و پيشهوران و صنعتگران سامان نمىيابند ( زيرا ) آنها ( تجار و صنعتگران ) وسايل زندگى ايشان ( گروههاى پيشين ) را جمعآورى كرده و در بازارها عرضه مىكنند و ( گروهى از آنان ) وسايل و ابزارى را با دست خود مىسازند كه ديگران قادر به آن نيستند » ؛
( وَلَا قِوَامَ لَهُمْ جَمِيعاً إِلَّا بِالتُّجَّارِ وَذَوِي الصِّنَاعَاتِ ، فِيمَا يَجْتَمِعُونَ عَلَيْهِ مِنْ مَرَافِقِهِمْ « 1 » ، وَيُقِيمُونَهُ مِنْ أَسْوَاقِهِمْ
وَيَكْفُونَهُمْ مِنَ التَّرَفُّقِ « 2 » بِأَيْدِيهِمْ مَا لَايَبْلُغُهُ رِفْقُ غَيْرِهِمْ ) .
روشن است كه جملهء
« فِيمَا يَجْتَمِعُونَ .
. . » و
« يُقِيمُونَهُ مِنْ أَسْوَاقِهِمْ »
اشاره به تجار و پيشهوران است كه كار آنان جمعآورى مواد مورد نياز مردم از مناطق دور و نزديك و عرضه كردن آنها در بازارها و گذاشتن آنها در اختيار مصرف كنندگان است ؛ ولى جملهء
« وَيَكْفُونَهُمْ مِنَ التَّرَفُّقِ بِأَيْدِيهِمْ .
. . » اشاره به صنعتگران است كه آنها با تلاش و رنج و زحمت وسايل مورد نياز مردم را با دستهاى خود - البته طبق شرايط آن زمان - ساخته و پرداخته و در اختيار نيازمندان مىگذارند .
ممكن است بعضى چنين پندارند كه تجار نقش مهمى در زندگى انسانها ندارند ؛ نه كار توليدى انجام مىدهند و نه زراعت و دامدارى و صنعت . چگونه امام آنها را از اركان جامعه شمرده است ؟ ولى اگر تاجر ، انسانى وظيفهشناس باشد به يقين كارهاى مهمى را انجام مىدهد ، زيرا از يك سو در هر منطقهاى از
هامش
( 1 ) . « مَرافِق » جمع « مرفق » بر وزن « مسجد » و همچنين جمع « مرفق » بر وزن « محور » به معناى امورى است كه انسان از آنها منتفع و بهرهمند مىشود .
( 2 ) . « التَّرَفُّق » به معناى بهرهمند شدن و استفاده كردن است و جملهء ( ما لايَبْلُغُهُ رِفْقُ غَيْرِهِمْ ) اشاره به اين است كه خداوند استعدادها و موقعيتهاى اجتماعى را مختلف آفريده است ؛ چه بسيار كارهايى كه از فردى ساخته است و از فردى ديگر ساخته نيست و نتيجهء زندگى اجتماعى همين است كه هر كس بر طبق استعداد و توان خود به كارى مشغول مىشود و ديگران از آن بهرهمند مىگردند و در برابر به او بهره مىدهند .