مىداشتند و همراه پيامبر به سوى ميدان نبرد مىشتافتند . غالباً سلاح را خود تهيه مىكردند و مركب سوارى نيز از خودشان بود . البته قبل از حركت به سوى ميدان ، پيامبر دستور مىداد آذوقهء لشكر را از طريق زكات و تبرعاتى كه افراد داشتند تهيه كنند .
ولى در زمانهاى بعد كه حكومت اسلام گسترش يافت و چارهاى جز مقابله با لشكريان سازمان يافتهء دشمنان نداشتند ، مسلمانان ناچار شدند به سپاه اسلام سازمان دهند و پادگانهايى براى آنها فراهم سازند . « 1 »
اصولًا شهر كوفه به عنوان « كوفة الجند » شمرده مىشد كه خود يك پادگان بزرگ بود .
البته در مواقع حساس افراد عادى نيز به سپاهيان مىپيوستند و به عنوان جهاد فى سبيل اللَّه كه وظيفهء همهء افراد قادر بر جهاد است در كنار سپاهيان مىايستادند .
به هر حال يك چنين گروهى كه خود را آمادهء فداكارى براى حفظ حوزهء اسلام كرده است بايد از نظر معيشت فارغالبال باشد ، لذا در اسلام ، ماليات خاصى به نام خراج و همچنين سهمى از زكات به عنوان فى سبيل اللَّه براى آنها قرار داده شده است .
جملههاى سه گانهاى كه در سخن امام آمده مىتواند اشاره به نيازهاى مختلف سپاهيان باشد جملهء
« الَّذِينَ يَقْوَوْنَ بِهِ عَلَى جِهَادِ عَدُوِّهِمْ »
اشاره به نيازهاى مربوط به ميدان جنگ از قبيل سلاح و مركب است .
جملهء
« وَيَعْتَمِدُونَ عَلَيْهِ فِيمَا يُصْلِحُهُمْ »
اشاره به تأمين ضروريات زندگى است .
جملهء
« وَيَكُونُ مِنْ وَرَاءِ حَاجَتِهِمْ »
مىتواند اشاره به امور رفاهى آنها باشد .
بعضى از شارحان اين جمله را چنين تفسير كردهاند : سپاهيان درآمدى داشته
هامش
( 1 ) . دربارهء معناى خراج و مورد آن بحث مشروحى ذيل نامهء 51 ذكر كردهايم .