آنگاه امام عليه السلام بعد از ذكر ارتباط اين طبقات اجتماعى با يكديگر اشاره به نكتهء مهمى مىكند و مىفرمايد : « خداوند در آفرينش خود براى هر يك از اين طبقات ، وسعتى قرار داده همچنين هر يك بر والى به مقدار اصلاح كارشان حقى دارند » ؛
( وَفِي اللَّهِ لِكُلٍّ سَعَةٌ ، وَلِكُلٍّ عَلَى الْوَالِي حَقٌّ بِقَدْرِ مَا يُصْلِحُهُ ) .
اشاره به اينكه تمام اين طبقات براى رسيدن به خواستههاى خود از دو سرچشمه كمك مىگيرند : نخست سرچشمهء آفرينش است كه خداوند مواهب و نعمتها و امكاناتى در اين عالم آفريده كه هر كدام از اين گروهها مىتوانند با تلاش و كوشش و برنامهريزى از آن بهرهمند شوند ، اين بر حسب جهان تكوين ، و اما از نظر جهان تشريع ، حكومت اسلامى وظيفه دارد كه به همهء آنها كمك كند تا به مقاصد خويش برسند ، زيرا حكومت هم داراى قدرت مالى است و هم قدرت اجرايى و مىتواند از اين دو قدرت براى كمك به همهء طبقات اجتماعى بهره بگيرد .
سپس در ادامهء اين سخن دربارهء اين مطلب سخن مىگويد كه والى چگونه مىتواند وظيفهء خود را در اين راه به خوبى انجام دهد مىفرمايد : « هرگز والى از عهدهء اداى آنچه خداوند او را به آن ملزم ساخته بر نمىآيد جز با اهتمام و كوشش و يارى جستن از خداوند و آماده ساختن خويش بر ملازمت حق و شكيبايى و استقامت در برابر آن ، خواه امورى باشد كه بر او سبك باشد يا سنگين » ؛
( وَلَيْسَ يَخْرُجُ الْوَالِي مِنْ حَقِيقَةِ مَا أَلْزَمَهُ اللَّهُ مِنْ ذَلِكَ إِلَّا بِالِاهْتِمَامِ وَالِاسْتِعَانَةِ بِاللَّهِ ، وَتَوْطِينِ « 1 » نَفْسِهِ عَلَى لُزُومِ الْحَقِّ ، وَالصَّبْرِ عَلَيْهِ فِيمَا خَفَّ عَلَيْهِ أَوْ
ثَقُلَ ) .
در واقع امام عليه السلام سه شرط براى موفقيت والى در انجام وظيفه در برابر
هامش
( 1 ) . « توطين » به معناى وادار ساختن بر چيزى است و « توطين نفس » يعنى خويشتن را به كارى وادار كردن . دراصل از مادهء وطن گرفته شده گويى انسان آن كار را وطن خويش قرار مىدهد و در آن توقف مىكند . اين واژه گاه به معناى عادت دادن نيز آمده است .