و منشىها و حسابداران ، قوام و استوارى نمىپذيرند ، زيرا آنها قراردادها را استحكام مىبخشند و مالياتها را جمعآورى مىكنند و در ضبطِ امور خصوصى و عمومى مورد اعتماد و اطمينان هستند .
همهء اين گروهها نيز بدون تجار و پيشهوران و صنعتگران سامان نمىيابند ( زيرا ) آنها ( تجار و صنعتگران ) وسائل زندگى ايشان ( گروههاى ديگر ) را جمعآورى كرده و در بازارها عرضه مىكنند و ( گروهى از آنان ) وسايل و ابزارى را با دست خود مىسازند كه ديگران قادر به آن نيستند . سپس قشر پايين ، نيازمندان و از كار افتادگان هستند كه لازم است به آنها مساعدت و كمك شود .
خداوند در آفرينش خود براى هر يك از اين طبقات ، وسعتى قرار داده همچنين هر يك بر والى به مقدار اصلاح كارشان حقى دارند . هرگز والى از عهدهء اداى آنچه خداوند او را به آن ملزم ساخته بر نمىآيد جز با اهتمام و كوشش و يارى جستن از خداوند و آماده ساختن خويش بر ملازمت حق و شكيبايى و استقامت در برابر آن ، خواه امورى باشد كه بر او سبك باشد يا سنگين .
شرح و تفسير پيوند گروههاى اجتماعى
امام عليه السلام در بخش گذشتهء اين عهدنامه اشارهاى اجمالى ، جامع و جالب به هفت گروه عمدهء اجتماعى نموده است . سپس از اينجا به بعد به شرح وظايف مسئوليتها و ويژگىهاى هر يك مىپردازد و از آنجا كه نيروى نظامى و انتظامى مهمترين ركن جامعه است از آن شروع مىكند .
مىفرمايد : « اما سپاهيان - به اذن پرودگار - دژها و پناهگاههاى رعيت و زينت زمامداران و عزت دين و راههاى امنيّتاند و قوام رعيت جز بهوسيلهء آنها ممكن