نادان و ابله با اين پيشنهاد مخالفت كردند و مرد ابلهى مثل خودشان - ابو موسى اشعرى - را براى اين كار معرفى نمودند و بر آن اصرار ورزيدند ) . آرى جلالت مقام ابن عباس با اين امور سازگار نيست ؛ ولى چه كسى مخاطب اين نامه بوده است را روشن نساختهاند .
از اين گذشته قراين ديگرى نيز براى نفى مخاطب بودن ابن عباس در اين نامه ارائه كردهاند از جمله اينكه :
1 . در امالى مرحوم سيد مرتضى آمده است كه عمرو بن عبيد نزد سليمان عباسى رفته بود . سليمان از او پرسيد : شنيدهاى كه على عليه السلام در شعرى دربارهء ابنعباس گفته است : او در همه چيز براى ما فتوا مىدهد ولى اموال ما را يك شبه با خود مىبرد ؟ عمرو در پاسخ گفت : ممكن نيست على چنين چيزى را دربارهء ابن عباس گفته باشد ، چرا كه او هرگز از على عليه السلام جدا نشد و تا هنگام شهادت آن حضرت در كنار او بود و حتى در صحنهء صلح امام حسن نيز حضور داشت .
2 . عمرو بن عبيد اضافه كرد چگونه ممكن است آن همه اموال در بيتالمال بصره جمع شود با اينكه على عليه السلام به آن نياز داشت و هر هفته بيتالمال را تخليه مىكرد و به نيازمندان مىداد و در روز شنبه دستور مىداد بيتالمال را آب و جارو كنند . با اين حال چگونه ممكن است ابن عباس آن همه اموال را در بيتالمال بصره جمع كند ؟ او به يقين با توجّه به نياز مردم اموال را به كوفه منتقل مىنمود .
3 . طبرى در تاريخ معروف خود در حوادث سنهء چهل از ابو عبيده نقل مىكند كه ابن عباس تا زمان شهادت على عليه السلام در بصره بود و سپس به كوفه آمد و در مراسم صلح امام حسن با معاويه حضور داشت سپس به بصره برگشت و اساس خود را از آن جمع كرد و مال مختصرى از بيتالمال را بر گرفت و گفت : اين را به عنوان ارتزاق و حق مستمرى خود از بيتالمال بر مىگيرم ( آنگاه به حجاز رفت ) .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٣٥