تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
يارى و اداى امانت نسبت به من نبود » ؛ ( أَمَّا بَعْدُ ، فَإِنِّي كُنْتُ أَشْرَكْتُكَ فِي أَمَانَتِي ، وَجَعَلْتُكَ شِعَارِي « 1 » وَبِطَانَتِي « 2 » ، وَلَمْ يَكُنْ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِي أَوْثَقَ مِنْكَ فِي نَفْسِي لِمُوَاسَاتِي وَمُوَازَرَتِي « 3 » وَأَدَاءِ الْأَمَانَةِ إِلَيَّ ) . امام عليه السلام در اين عبارات كوتاه به سه نكته در مورد اين فرماندار اشاره مىكند . 1 . او را در امر زمامدارى امت سهيم و شريك كرده و يكى از مهم‌ترين مناصب را در اختيار او گذارده است . 2 . او را محرم اسرار خود و بطانه و شعار خويش قرار داده كه نشانهء نهايت اعتماد و خوش‌بينى است . 3 . از ميان تمام خويشاوندان و بستگان ، او را از همه مطمئن‌تر براى همكارى در امر مهم حكومت اسلامى شناخته است ، بنابراين شايسته نبود كه در برابر اين همه محبّت و اعتماد و اطمينان ، خلافى از او سر بزند . آن‌گاه امام عليه السلام به تخلفات فرماندار خود پرداخته و مطلب را از اينجا شروع مىكند و مىفرمايد : « اما همين كه ديدى زمان بر پسر عمويت سخت گرفته و دشمن در نبرد با او محكم ايستاده و به غارتگرى دست زده و امانت در ميان مردم خوار و بىمقدار شده و اين امت ( از فرمان حق ) تجاوز نموده و بىپناه گشته است ( در چنين شرايطى تو ) به پسر عمويت پشت كردى و با كسانى كه از او جدا شدند همراه گشتى و با آنها كه دست از ياريش كشيدند هماهنگ شدى
هامش
( 1 ) . « شِعار » به لباس زيرين گفته مىشود كه با موى بدن انسان تماس دارد و از اين رو به صاحب سرّ و محرم رازنيز شعار مىگويند . در مقابل « دثار » كه به معناى لباس رويين است . واژهء شعار معناى ديگرى هم دارد و آن علامت است و همچنين سخنان و جمله‌هايى كه اهداف قوم و ملتى را نشان مىدهد . در نامهء بالا همان معناى اوّل اراده شده است . ( 2 ) . « بِطانة » به معناى لباس زيرين در مقابل « ظِهارة » است كه به لباس رويين گفته مىشود . نيز به افرادى كه محرم اسرار هستند بطانة گفته مىشود و منظور امام از اين واژه معناى اخير است . ( 3 ) . « مُوازَرَة » به معناى معاونت از ريشهء « وِزر » به معناى سنگينى گرفته شده است ، زيرا كسى كه به ديگرى كمك مىكند بخشى از بار سنگين او را بر دوش مىگيرد و وزير را نيز به همين جهت وزير مىگويند .