مىزند و فرياد مىكشد و او را بر مسير صحيح فرا مىخواند ، ابن عباس را زير رگبار سرزنشهاى خود گرفته است .
در بخش اوّلِ اين نامه ، احسان خود را به او يادآور مىشود كه وى را به عنوان يكى از خواص خود به يكى از مهمترين مقامها ؛ يعنى فرماندارى بصره منصوب كرده است .
در بخش دوم به بدىهاى او نسبت به خود اشاره مىكند و وى را به سبب عدم رعايت موازين عدالت در امر بيتالمال نكوهش مىكند و به تقواى الهى و باز گرداندن اموال مسلمين فرمان مىدهد .
در بخش سوم سوگند مىخورد كه اگر فرزندانش حسن و حسين عليهما السلام با تمام قرب و منزلتى كه نزد او دارند مرتكب چنين كارى شوند ملاحظهء آنها را نيز نمىكند .
در چهارمين و آخرين بخش به او هشدار مىدهد كه زندگى دنيا فانى و ناپايدار است و به زودى از اين جهان چشم مىپوشد و در پيشگاه عدل الهى حاضر مىشود و بايد در برابر اعمال خود پاسخگو باشد و از بسيارى از اعمال خود پشيمان مىگردد ؛ اما پشيمانىاش سودى ندارد .
در اينكه مخاطب اين نامه واقعا عبد اللَّه بن عباس از ياران معروف امام على عليه السلام و يا برادرش عبيداللَّه يا شخص ديگرى است اختلاف زيادى در ميان مورخان و شارحان نهجالبلاغه و علماى رجال ديده مىشود كه ما در پايان اين نامه به آن اشاره خواهيم كرد و آنچه را نزديكتر به نظر مىرسد بيان مىكنيم .
* * *
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١١٦