قابل توجّه اينكه نصر بن مزاحم در كتاب صفين مىنويسد : « هنگامى كه امام عليه السلام اين نامه را به اشعث نوشت ( او كه داراى سوابق سويى بود ) به ياران خود گفت : نامهء امام عليه السلام من را در وحشت فرو برد ، او مىخواهد اموال آذربايجان را از من مطالبه كند من ناچارم به سوى معاويه بروم . يارانش به او گفتند اگر بميرى براى تو از اين بهتر است . آيا شهر خود و جمعيت خويش را رها مىكنى و دنباله رو اهل شام مىشوى ؟ اشعث به اشتباه خود پى برد و سرانجام نزد امام عليه السلام آمد و در كوفه زندگى كرد » . « 1 »
2 . اشعث بن قيس كيست ؟
در ذيل خطبهء 19 در جلد اوّل همين مجموعه كه امام عليه السلام سخنان تندى در آن خطبه به اشعث بن قيس فرموده بود شرح حال اشعث را نوشتهايم .
نام اصلى او معدى كرب بود و به مناسبت موهاى ژوليده و فرفرى كه داشت او را اشعث مىناميدند ؛ تا آنجا كه اسم اصلى او به فراموشى سپرده شد و اين نام بر وى ماند .
او داراى سوابق سوء بسيارى است ؛ در زمان جاهليّت مرتكب جناياتى شد و از سوى قبيلهء دشمن اسير گشت و با پرداختن غرامّت سنگينى از سوى قومش آزاد شد .
تاريخ تاريك زندگى او نشان مىدهد كه او از منافقان بود و در عصر حكومت على عليه السلام به گفتهء بعضى از مورخان سرچشمههاى اصلى تمام مفاسد جامعهء اسلامى بود . او با عمرو عاص در مسألهء ايجاد نفاق در صفوف ياران على عليه السلام در جنگ صفين همكارى كرد .
اشعث بن قيس در زمان عثمان به حكومت آذربايجان منصوب شد و امام عليه السلام
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء علامه تسترى ، ج 8 ، ص 7 .