همچون بندگان و بردگان عمل كنى .
حضرت در دستور دوم مىفرمايد : « تو حق ندارى در كارهاى مهم و خطير بدون اطمينان وارد شوى » ؛ ( وَ لَا تُخَاطِرَ إِلَّا بِوَثِيقَةٍ ) .
با توجّه به اينكه جمله ( و لا تخاطر ) از ريشهء خطر است و امور مهم را خطير مىگويند به سبب خطرهايى كه آن را تهديد مىكند ، منظور امام عليه السلام اين است كه در امورى كه با سرنوشت مردم سر و كار دارد جز با دقت و تأمل و مشورت كافى و در صورت لزوم گرفتن اذن از امام عليه السلام و پيشوايت اقدام مكن ، زيرا براى حفظ امانتهاى مهم بايد از دست زدن به كارهاى خطرناك پرهيز كرد ؛ بنابراين واژهء وثيقه هم تفكر و انديشه را شامل مىشود و هم مشورت و هم اجازه گرفتن از امام عليه السلام در صورت نياز .
در دستور سوم دربارهء حفظ اموال بيتالمال مىفرمايد : « در دست تو بخشى از اموال خداوند عز و جل است و تو يكى از خزانه داران او هستى بايد آن را حفظ كنى تا به دست من برسانى » ؛ ( وَ فِي يَدَيْكَ مَالٌ مِنْ مَالِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ، وَ أَنْتَ مِنْ خُزَّانِهِ حَتَّى تُسَلِّمَهُ إِلَيَّ ) .
و در پايان به او اطمينان مىدهد كه اگر در مسير صحيح گام بر دارد ، امام عليه السلام نسبت به او هيچگونه تعرضى نكند و از اين نظر در امنيت باشد ، مىفرمايد : « اميد است من رييس بدى براى تو نباشم و السلام » ؛ ( وَ لَعَلِّي أَلَّا أَكُونَ شَرَّ وُلَاتِكَ لَكَ وَ السَّلَامُ ) .
البته اين تعبير ، تعبيرى است بسيار متواضعانه و پدرانه .
نكتهها
1 . دستور العملى كامل
جالب اين است كه امام عليه السلام در اين بخش كوتاه از نامه تمام گفتنىها را كه بايد