تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
تعبير بالا بيانگر ديدگاه اسلام دربارهء پستها و منصبهاى حكومتى است . از ديدگاه اسلام رييس حكومت ، وزرا ، استان‌داران و فرماندهان تنها امانت دارانى هستند كه امانت جامعهء اسلامى از سوى خداوند به آنها سپرده شده و نبايد آن را وسيلهء برترىجويى و تحصيل منافع شخصى كنند بلكه بايد مانند هر امانت‌دار امين از آن مراقبت به عمل آورده و سالم به دست اهلش بسپارند . در تفسير آيهء شريفهء « إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا » « 1 » در روايات متعدّدى آمده كه اين امانت همان ولايت ( و حكومت واليان صالح ) است . « 2 » البته اين تفسير به آن معنا نيست كه مفهوم آيه منحصر در امر حكومت و امامت بوده باشد ، بلكه يكى از مصاديق بارز و مهم آن است . سپس امام عليه السلام بعد از اين هشدار گويا به بيان سه وظيفه براى اشعث به عنوان يك فرماندار مىپردازد ، نخست مىفرمايد : « تو حق ندارى دربارهء رعيّت استبداد به خرج دهى » ؛ ( لَيْسَ لَكَ أَنْ تَفْتَاتَ « 3 » فِي رَعِيَّةٍ ) . « 4 » بلكه بايد طبق موازين الهى و آنچه در اسلام دربارهء حقوق مردم پيش‌بينى شده رفتار كنى نه اينكه آنچه دلخواه توست خودسرانه انجام دهى و با مردم
هامش
( 1 ) . نساء ، آيهء 58 . ( 2 ) . به تفسير نور الثقلين ، ذيل آيهء فوق و كافى ، ج 1 ، ص 276 باب ان الامام يعرف الامام الذى يعرف من بعده مراجعه شود . ( 3 ) . « تفتات » در اصل از ريشهء « فوت » گرفته شده كه گاه به معناى از دست رفتن و گاه به معناى سبقت جستن است و طبق معناى دوم هنگامى كه به باب افتعال برود به معناى استبداد و خودسرى است . گويى بر همه كس در انتخاب مقصودش پيشى مىگيرد . اين احتمال نيز وجود دارد كه از ريشهء « فأت » ( به همزه ) گرفته شده باشد كه آن نيز به معناى انفراد و استبداد است . ( 4 ) . « رعية » صفت مشبهه به معناى مراعات شده از ريشهء رعى كه در اصل به معناى به چرا بردن گوسفندان است كه توام با مراعات و نگهدارى است ، گرفته شده و اين تعبير نشان مىدهد كه در حكومت اسلامى ، دولت بايد در خدمت مردم و مراقب و محافظ آنها باشد . حديث معروف « كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته » نيز اشاره به اين معنا دارد كه همهء مردم بايد مراقب يكدگر باشند و در مقابل هم مسئولند . ( حديث مزبور در بحارالانوار و جامع الاخبار و در كتابهاى اهل سنّت در صحيح بخارى و مسند احمد و كتب ديگر نقل شده است ) .