منظور فساد مردم زمانشان بوده است . « 1 »
در اشعار منسوب به حضرت عبدالمطلب مىخوانيم :
يَعِيبُ النَّاسُ كُلُّهُمْ زَمَاناً * وَ مَا لِزَمَانِنَا عَيْبٌ سِوَانَا
نَعِيبُ زَمَانَنَا وَ الْعَيْبُ فِينَا * وَلَوْ نَطَقَ الزَّمَانُ بِنَا هَجَانَا
وَ إِنَّ الذِّئْبَ يَتْرُكُ لَحْمَ ذِئْبٍ * وَ يَأْكُلُ بَعْضُنَا بَعْضاً عِيَاناً
« مردم هر كدام زمانى را نكوهش مىكنند در حالى كه زمان ما عيبى جز ما ندارد .
ما بر زمان خود عيب مىگيريم در حالى كه عيب در خود ماست و اگر زمان زبان بگشايد ما را مسخره خواهد كرد ( شاهد اين سخن اينكه : )
گرگها گوشت يكديگر را نمىخورند ولى ما گوشت يكديگر را آشكارا مىخوريم » . « 2 »
بيست و پنجم . حضرت در اين وصيّت پربارش مىفرمايد : « چنين نيست كه هر تيراندازى به هدف بزند » ؛ ( لَيْسَ كُلُّ مَنْ رَمَى أَصَابَ ) .
اشاره به اينكه نبايد انسان توقع داشته باشد هميشه به مقصد برسد و تلاشهايش نتيجه بخش باشد به گونهاى كه اگر يكبار به هدف نرسيد مأيوس گردد يا كسانى را كه مرتكب خطايى شدند و به هدف نرسيدند زير رگبار ملامت و سرزنش قرار دهد . انسانها هميشه جايز الخطا هستند . ( جز معصومين عليهم السلام ) .
اين سخن در واقع براى تسلى خاطر و تقويت اراده در مقابل بعضى از شكستها و نيز براى طرد نكردن دوستان و مديران به علت يك يا چند خطاست .
نيز محتمل است منظور آن باشد كه هر تيراندازى موفق نمىشود به هدف بزند ، بلكه تيراندازان ماهر و لايق از عهدهء چنين كارى برمىآيند .
هامش
( 1 ) . دربارهء مفهوم فساد زمان بحث بيشترى را در پيام امام ، ج 2 ، ذيل خطبهء 32 آوردهايم .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 49 ، ص 111 .