روز در نمازهايمان هدايت به سوى آن را از خدا مىخواهيم همين صراط مستقيم اعتدال است .
نهم . « يار و همنشين ( خوب ) همچون خويشاوند انسان است » ؛ ( وَ الصَّاحِبُ مُنَاسِبٌ ) . « 1 »
اشاره به اينكه پيوندهاى دوستى گاه به قدرى قوى مىشود كه جاى پيوندهاى نسبى را مىگيرد ؛ بلكه گاهى از آن قوىتر مىشود . ضرب المثل معروفى است كه مىگويند از كسى پرسيدند : دوست بهتر است يا برادر ؟ گفت : برادرى كه دوست باشد بهتر است . ضرب المثلى نيز در زبان عرب رايج است كه مىگويد :
« الصديق نسيب الروح و الاخ نسيب البدن ؛ دوست ، هماهنگ و مناسب با روح و برادر ، هماهنگ و مناسب با جسم و بدن است » . « 2 »
از اين سخن مىتوان چنين نتيجه گرفت كه همان حقوقى كه براى خويشاوندان در نظر گرفته مىشود بايد دربارهء دوستان خوب در نظر گرفته شود .
دهم . مىفرمايد : « دوست آن است كه در غياب انسان ، حق دوستى را ادا كند » ؛ ( وَالصَّدِيقُ مَنْ صَدَقَ غَيْبُهُ ) .
اشاره به اينكه كسانى كه در حضور انسان اظهار محبّت و عشق و علاقه مىكنند ، ممكن است نشانهء واقعى دوستى آنها نباشد ؛ دوستى واقعى آن گاه آشكار مىشود كه انسان در غياب دوستش تمام آنچه را در حضور مىگفت و رعايت مىكرد بگويد و رعايت كند .
يازدهم . در اين توصيه به نكتهء مهم ديگرى اشاره كرده و مىفرمايد :
« هوا پرستى شريك و هتاى نابينايى است » ؛ ( وَ الْهَوَى شَرِيكُ الْعَمَى ) .
زيرا همان گونه كه نابينايان اجسامى را كه در اطراف آنهاست نمىبينند
هامش
( 1 ) . « مناسب » از مادهء « نسب » در اينجا به معناى خويشاوند است .
( 2 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 117 .