ششم . مىفرمايد : « از كسانى مباش كه پند و اندرز به آنها سودى نمىبخشد مگر آن زمان كه در ملامت او اصرار ورزى ، چرا كه عاقلان با اندرز و آداب پند مىگيرند ولى چهارپايان جز با زدن اندرز نمىگيرند » ؛ ( وَ لَا تَكُونَنَّ مِمَّنْ لَا تَنْفَعُهُ الْعِظَةُ إِلَّا إِذَا بَالَغْتَ فِي إِيلَامِهِ ، فَإِنَّ الْعَاقِلَ يَتَّعِظُ بِالْآدَابِ ، وَ الْبَهَائِمَ لَا تَتَّعِظُ إِلَّا بِالضَّرْبِ ) .
اشاره به اينكه مردم دو گروهند ؛ بعضى هوشيار كه با اندك موعظه و اندرز به خطاى خود پى مىبرند . اينها انسانهاى واقعىاند ؛ ولى برخى به آسانى پند نمىپذيرند تا زمانى كه از هر سو مورد ملامت و سرزنش و توبيخ و تحقير قرار گيرند . آنها بسان چهارپايانند كه جز با ضربات تازيانه راه صحيح را پيش نمىگيرند و از چموشى دست بر نمىدارند و آرام نمىشوند .
هفتم . در اين توصيه به مسألهء مهم ديگرى اشاره مىكند : « هجوم اندوه و غمها را با نيروى صبر و حسن يقين از خود دور ساز » ؛ ( اطْرَحْ عَنْكَ وَارِدَاتِ الْهُمُومِ بِعَزَائِمِ الصَّبْرِ وَ حُسْنِ الْيَقِينِ ) .
اشاره به اينكه زندگى عبارت از تلخ و شيرينهاست و هر زمان از سويى غم و اندوهى به انسان هجوم مىآورد ؛ گاه در مسائل اجتماعى گاه سياسى گاه امور مادى و گاه امور خانوادگى . انسان اگر در برابر هجمهء اندوهها زانو بزند به زودى از پاى در مىآيد ؛ ولى با دو نيرو مىتوان بر آنها غلبه كرد : نخست قدرت صبر و شكيبايى است كه انسان بداند چه صبر كند چه صبر نكند اين گونه حوادث كه از اختيار او بيرون است ، اگر بر اثر سهلانگارى و ندانم كارى دامن او را گرفته باشد ، مسير خود را طى مىكند . اگر صبر كند در نزد خدا هم سالم است و هم مأجور و اگر شكيبايى را ترك كند باز حوادث مسير خود را طى مىكند بى آنكه اجر و پاداشى داشته باشد . ديگر اينكه اگر انسان به نيروى يقين مجهز باشد و به تعبير قرآن بگويد : « قُلْ لَّنْ يُصيبَنا إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا ؛ بگو : هيچ حادثهاى براى ما
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 673
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٧٣