گذشته واقع شده است نسبت به آنچه واقع نشده استدلال كن ، زيرا امور جهان شبيه به يكديگرند » ؛ ( اسْتَدِلَّ عَلَى مَا لَمْ يَكُنْ بِمَا قَدْ كَانَ ، فَإِنَّ الْأُمُورَ أَشْبَاهٌ ) .
اشاره به اينكه يك سلسله قوانين كلى بر جهان هستى و بر جوامع انسانى حكومت مىكند كه هر زمان مصاديقى از آن روى مىدهد ؛ ولى همه مشمول آن قوانين كلى هستند ، بنابراين انسان مىتواند با مطالعه در حالات پيشينيان و جوامع گذشته و يا حتى با مطالعه در سنين پيشين عمر خود مسائل مربوط به امروز و فردا را از طريق مقايسه درك كند تا گرفتار خطا و اشتباه و زيان و خسران نشود .
اين سخن شبيه چيزى است كه امام عليه السلام در خطبهء ديگرى بيان كرده آنجا كه مىفرمايد : « عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ الدَّهْرَ يَجْرِي بِالْبَاقِينَ كَجَرْيِهِ بِالْمَاضِين ؛ بندگان خدا ! اين جهان نسبت به موجودين همان گونه جريان دارد كه نسبت به گذشتگان جريان داشت » « 1 » و اين سخنى معروف است كه در تعبير روزانهء ما به عنوان تاريخ تكرار مىشود .
در ذيل همان خطبه چگونگى تكرار تاريخ را تحت شش عنوان بيان كرديم :
زوال سريع نعمتها ، ناپايدارى حوادث جهان ، بىوفايى بسيارى از مردم دنيا ، غرورها و شكستهاى ناشى از آن ، تغيير حالات و روحيّات به گونهاى كه گاه نزديكترين دوستان انسان خطرناكترين دشمن او مىشوند و بالاخره آنچه باقى مانده و مىماند و مايهء ياد نيك مردم جهان است نيكىها محبّتها و اخلاصهاست و آنچه مايهء نفرين و لعنت و بدنامىها مىشود ظلم و ستمها و بىعدالتىهاست .
آرى ! همهء اين امور ، امروز نيز همچون گذشته در حال تكرار است . به همين دليل افراد باهوش كسانى هستند كه هم در زندگى خود و هم در تاريخ پيشينيان بسيار مطالعه كنند و عبرت گيرند .
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، خطبهء 157 .