اين مثال براى كسانى است كه مراحل مختلف عمر خود ( كودكى وجوانى و پيرى ) را طى مىكنند ؛ ولى بسيارند كسانى كه چنين امرى نصيبشان نمىشود و در مراحل ابتدايى يا ميانه به دلايل مختلفى چشم از جهان برمىبندند .
اينكه مىفرمايد : دنيا ناپايدارى و بىاعتبارى خود را براى تو شرح داده ، منظور به زبان حال است كه تعبير گوياى آن در كلام ديگرى از امام عليه السلام آمده است ؛ آن گاه كه ديد انسان غافل يا رياكارى به مذمت دنيا پرداخته و از فريبندگى دنيا سخن مىگويد امام عليه السلام مىفرمايد : « أَيُّهَا الذَّامُّ لِلدُّنْيَا الْمُغْتَرُّ بِغُرُورِهَا الْمَخْدُوعُ بِأَبَاطِيلِهَا . . . مَتَى غَرَّتْكَ أَ بِمَصَارِعِ آبَائِكَ مِنَ الْبِلَى أَمْ بِمَضَاجِعِ أُمَّهَاتِكَ تَحْتَ الثَّرَى ؛ اى كسى كه دنيا را نكوهش مىكنى و خودت فريفتهء دنيا شدهاى و اباطيل دنيا تو را فريفته . . . چه زمان دنيا تو را فريب داده ( و با چه وسيلهاى ) آيا به استخوانهاى پوسيدهء پدرانت در زير خاك و يا خوابگاه مادرانت ( در درون قبرها ) » . « 1 »
به گفتهء شاعر عرب :
هي الدنيا تقول لمن عليها * حذار حذار من بطشي و فتكي
فلا يغرركم حسن ابتسامي * فقولي مضحك و الفعل مبكي
« دنيا با صراحت و آشكارا به اهلش مىگويد : بر حذر باشيد بر حذر باشيد از حمله و مرگ غافلگيرانهء من .
تبسمهاى طولانى من شما را نفريبد ، سخنانم خندهآور است و اعمالم گريهآور » . « 2 »
آرى زرق و برق دنيا نشاط آور است ؛ ولى هنگامى كه به عمق آن دگرگونىها ، بىوفايىها و ناپايدارىهاى آن بينديشيم چيزى جز گريه نخواهد داشت .
آن گاه امام عليه السلام در يك تقسيمبندى حساب شده ، اهل دنيا را به چهار گروه
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، كلمات قصار ، 131 .
( 2 ) . ارشاد القلوب ، ج 1 ، ص 21 .