اختيار خود بگيرند .
گروهى از مردم دنيا كه نمونهء آن در عصر ما دولتهاى نيرومند و زورگو هستند ( يا ثروتمندانى كه از آنها پشتيبانى مىكنند ) پيوسته در رقابتى ناسالم تلاش و كوشش مىكنند كه منابع ثروت را از چنگال يكديگر بربايند و براى رسيدن به مقصود خود گاه جنگهاى خونينى به را بيندازند كه هزاران انسان بىگناه در آن به خاك و خون كشيده مىشوند و شهرها و آبادىها را ويران مىسازند . آرى اين گرگانِ خونخوار بر سر جيفهء دنيا پيوسته مىغرند و زوزه مىكشند و آنها كه نيرومندترند ضعيفان را پايمال مىكنند و آنها كه بزرگترند كوچكترها را نابود مىسازند .
بنابراين گروه سوم گروه بىدست و پايى هستند كه براى تحصيل متاع دنيا به هر ذلتى تن در مىدهند و اسير و بردهء جهانخواران مىشوند در حالى كه گروه چهارم همچون حيوانات سركشى هستند كه در بيابان به هر سو مىروند و به تعبير امام عليه السلام در ادامهء اين سخن : « عقل خود را گم كرده ( و راههاى صحيح را از دست دادهاند ) و در طرق مجهول و نامعلوم گام گذاردهاند آنها همچون حيواناتى هستند كه در وادى پر از آفتى رها شده و در سرزمين ناهموارى به راه افتادهاند » ؛ ( قَدْ أَضَلَّتْ عُقُولَهَا ، وَ رَكِبَتْ مَجْهُولَهَا سُرُوحُ « 1 » عَاهَةٍ « 2 » بِوَادٍ وَعْثٍ ) . « 3 »
سپس مىافزايد : « نه چوپانى دارند كه آنها را به راه صحيح هدايت كند و نه كسى كه آنها را به چراگاه مناسبى برساند ( در حالى كه ) دنيا آنان را در طريق نابينايى به راه انداخته و چشمهايشان را از ديدن نشانههاى هدايت برگرفته در نتيجه در وادى حيرت سرگردان شده و در نعمتها و زرق و برقهاى دنيا غرق
هامش
( 1 ) . « سروح » جمع « سرح » بر وزن « شرح » به معناى حيوانى است كه آن را در بيابان براى چريدن ، آزاد مىگذارند .
( 2 ) . « عاهة » به معناى آفت است .
( 3 ) . « وعث » به معناى شنزار است كه با كندى مىتوان در آن حركت كرد .