جيفهاى بر يكديگر فرياد مىكشند ) يا درندگانى كه در پى دريدن يكديگرند ، در برابر يكديگر مىغرند ، و زوزه مىكشند ، زورمندان ، ضعيفان را مىخورند و بزرگترها كوچكترها را مغلوب مىسازند يا همچون چهارپايانى هستند كه دست و پايشان ( به وسيلهء مستكبران ) بسته شده ( و بردگان سرسپردهء آنهايند ) و گروه ديگرى همچون حيواناتى هستند رها شده در بيابان ( شهوات ) عقل خود را گم كرده ( و راههاى صحيح را از دست دادهاند ) و در طرق مجهول و نامعلوم گام گذاردهاند . آنها همچون حيواناتى هستند كه در وادى پر از آفتى رها شده و در سرزمين ناهموارى به راه افتادهاند نه چوپانى دارند كه آنها را به راه صحيح هدايت كند و نه كسى كه آنها را به چراگاه مناسبى برساند ( در حالى كه ) دنيا آنان را در طريق نابينايى به راه انداخته و چشمهايشان را از ديدن نشانههاى هدايت برگرفته ، در نتيجه در وادى حيرت سرگردانند و در نعمتها و زرق و برقهاى دنيا غرق شدهاند ، دنيا را به عنوان معبود خود برگزيده ، و دنيا نيز آنها را به بازى گرفته است و آنها هم به بازى با دنيا سرگرم شدهاند و ماوراى آن را به فراموشى سپردهاند .
شرح و تفسير دنياى فريبكار و اهل آن
امام عليه السلام در اين بخش از وصيّتنامهاش به فرزند خود هشدار مىدهد و تأكيد مىكند كه به ياد مرگ و آمادهء استقبال از آن باشد و فريب كارهاى دنياپرستان را نخورد .
نخست مىفرمايد : « پسرم بسيار به ياد مرگ باش و به ياد آنچه به سوى آن مىروى و پس از مرگ در آن قرار مىگيرى به گونهاى كه هر گاه مرگ به سراغ تو آيد تو خود را ( از هر نظر ) آماده ساخته و دامن همت را در برابر آن به كمر بسته