تقسيم مىكند و مىفرمايد : « جز اين نيست كه دنياپرستان همچون سگهايى هستند كه پيوسته پارس مىكنند ( و براى تصاحب جيفهاى بر سر يكديگر فرياد مىكشند ) يا درندگانى كه در پى دريدن يكديگرند ، در برابر يكديگر مىغرند ، و زوزه مىكشند ، زورمندان ، ضعيفان را مىخورند و بزرگترها كوچكترها را مغلوب مىسازند يا همچون چهارپايانى هستند كه دست و پايشان ( به وسيلهء مستكبران ) بسته شده ( و بردگان سرسپردهء آنهايند ) و گروه ديگرى همچون حيواناتى هستند رها شده در بيابان ( شهوات ) » ؛ ( فَإِنَّمَا أَهْلُهَا كِلَابٌ عَاوِيَةٌ « 1 » ، وَ سِبَاعٌ ضَارِيَةٌ « 2 » ، يَهِرُّ « 3 » بَعْضُهَا عَلَى بَعْضٍ ، وَ يَأْكُلُ عَزِيزُهَا ذَلِيلَهَا ، وَ يَقْهَرُ كَبِيرُهَا صَغِيرَهَا ، نَعَمٌ « 4 » مُعَقَّلَةٌ « 5 » ، وَ أُخْرَى مُهْمَلَةٌ ) . « 6 »
به راستى تقسيمى است بسيار جالب و دقيق ، زيرا :
گروهى از مردم دنيا همچون سگانى هستند كه كنار جيفهاى آمدهاند و هر كدام سعى دارد جيفه را در اختيار خودش بگيرد ، پيوسته بر ديگرى فرياد مىزند و با فريادش مىخواهد او را از جيفه دور سازد . نمونهء روشن آن همان ثروتمندان از خدا بىخبرى هستند كه پيوسته سعى دارند ثروت بيشترى را تصاحب كنند و ديگران را از آن دور سازند ؛ گاه بر سر آنها فرياد مىكشند گاه به دادگاهها متوسل مىشوند و از طريق وكلاى مزدور و پرونده سازى به تملك اموال ديگران مىپردازند . در ميان دولتها نيز گاه چنين رقابتهايى وجود دارد كه از طريق جنگ سرد و تبليغات پر حجم دروغين سعى مىكنند بازارهاى مصرف دنيا را در
هامش
( 1 ) . « عاوية » به معناى سگهايى است كه فرياد مىكشند و پارس مىكنند .
( 2 ) . « ضارية » به معناى درنده است و از ريشهء « ضرو » بر وزن « ضرب » به معناى درندهخويى گرفته شده است .
( 3 ) . « يهر » از ريشهء « هرير » به معناى زوزه كشيدن است .
( 4 ) . « نعم » به معنى چهارپاست ؛ ولى غالبا به شتر اطلاق مىشود ( اين واژه گاه معنى مفرد دارد و گاه به معناى جمعى استعمال مىشود كه در اين صورت شتر و گاو و گوسفندان را شامل مىشود . )
( 5 ) . « معقلة » به معناى بسته شدن با عقال است . عقال ، طناب مخصوصى است كه زانوى شتر را با آن مىبندند .
( 6 ) . « مهملة » يعنى رها شده و در اينجا به معناى حيوان رها شده است .