معينى از اين جهان بيرون رانده مىشود به مبلغ خروج از عزت قناعت و دخول در ذلت حرص و دنيا پرستى و خوارى خريدارى كرده است » ؛ ( اشْتَرَى هَذَا الْمُغْتَرُّ بِالْأَمَلِ ، مِنْ هَذَا الْمُزْعَجِ بِالْأَجَلِ ، هَذِهِ الدَّارَ بِالْخُرُوجِ مِنْ عِزِّ الْقَنَاعَةِ ، وَالدُّخُولِ فِي ذُلِّ الطَّلَبِ وَالضَّرَاعَةِ ) . « 1 »
تعبيرهاى امام عليه السلام و تجانسها و تضادهايى كه در اين جملهها به كار رفته قابل توجّه است : « خروج » و « دخول » ، « عزت » و « ذلت » ، « قناعت » و « حرص » .
در جملههاى بالا نيز « آفتها » و « مصيبتها » و « مردى » و « مغوى » نيز نمونهاى از جناس مطلوب است .
سپس امام عليه السلام به سراغ پنجمين نكتهء مربوط به قبالهها و اسناد مالكيت مىرود و آن تعيين مسئول در مقابل كشف فساد و خسارتهاى ناشى از آن است ؛ مىفرمايد : « هر گونه عيب و نقص و كشف و خلافى كه در اين معامله واقع شود و خسارتى كه به مشترى برسد به عهدهء بيمارى بخش اجسام پادشاهان و گيرندهء جان جباران و زايل كنندهء سلطنت فراعنه همچون كسرى ، قيصر ، تبّع و حمير است و همچنين آنها كه مال را گردآورى كردند و بر آن افزودند و بنا كردند و محكم ساختند ، آراستند و زينت نمودند ، اندوختند و نگهدارى كردند و به گمان خود براى فرزندان باقى گذاردند » ؛ ( فَمَا أَدْرَكَ هَذَا الْمُشْتَرِي فِيمَا اشْتَرَى مِنْهُ مِنْ دَرَكٍ فَعَلَى مُبَلْبِلِ أَجْسَامِ الْمُلُوكِ ، وَ سَالِبِ نُفُوسِ الْجَبَابِرَةِ ، وَ مُزِيلِ مُلْكِ الْفَرَاعِنَةِ ، مِثْلِ كِسْرَى وَ قَيْصَرَ ، وَ تُبَّعٍ وَ حِمْيَرَ ، وَ مَنْ جَمَعَ الْمَالَ عَلَى الْمَالِ فَأَكْثَرَ ، وَ مَنْ بَنَى وَ شَيَّدَ ، زَخْرَفَ وَ نَجَّدَ ، وَ ادَّخَرَ وَ اعْتَقَدَ ، وَ نَظَرَ بِزَعْمِهِ لِلْوَلَدِ ) .
جان كلام امام عليه السلام اين است كه اگر در معاملهاى كشف فساد شود و عيب و نقصى داشته باشد بايد مسئوليت آن بر عهدهء كسى باشد و همچنين اگر معلوم
هامش
( 1 ) . « ضراعة » به معناى ذلت است ( هم معناى مصدرى دارد و هم معناى اسم مصدرى ) اين واژه به معناى فروتنى كردن نيز آمده است .