فرزندانشان به يادگار بگذارند .
سپس امام عليه السلام در ادامهء اين قباله مىفرمايد : « اينها همان كسانى هستند كه همگى به پاى حساب و محل ثواب و عقاب ، رانده مىشوند در آن هنگام كه فرمان داورى الهى صادر مىشود و بيهودهكاران در آنجا زيان مىبينند » ؛ ( إِشْخَاصُهُمْ « 1 » جَمِيعاً إِلَى مَوْقِفِ الْعَرْضِ وَ الْحِسَابِ ، وَ مَوْضِعِ الثَّوَابِ وَ الْعِقَابِ : إِذَا وَقَعَ الْأَمْرُ بِفَصْلِ الْقَضَاءِ « وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ » ) . « 2 »
( اشخاصهم ) مطابق تفسير بالا مبتداست و ( الى موقف الارض ) به منزلهء خبر « 3 » ولى جمعى از مفسران نهجالبلاغه ( اشخاص ) را مبتداى مؤخر دانستهاند و جملهء ( فعلى مبلبل اجسام الملوك . . . ) را خبر مقدم ، بنابراين مفهوم جمله چنين مىشود :
فرشتههاى مرگ كه اجسام پادشاهان را به لرزه در آوردند و ارواح آنها را قبض كردند و سلطنتشان را به زوال كشيدند بر آنهاست كه مسئولان كشف فساد در املاك دنيوى را در قيامت به پاى حساب و ميزان اعمال بكشانند .
آرى تمام قدرتها رو به زوال مىرود و تمام ثروتها و املاك به جا مىماند و همهء انسانها از جام مرگ مىنوشند و در قيامت در پاى حساب حاضر مىشوند .
در پايان اين قباله - مانند قبالههاى مردم دنيا - امام عليه السلام اشاره به شهود اين معاملهء معنوى مىكند و مىفرمايد : « شاهد اين سند عقل است آنگاه كه از تحت تأثير هوا و هوس خارج شود و از علايق دنيا به سلامت بگذرد » ؛ ( شَهِدَ عَلَى ذَلِكَ الْعَقْلُ إِذَا خَرَجَ مِنْ أَسْرِ الْهَوَى وَسَلِمَ مِنْ عَلَائِقِ الدُّنْيَا ) .
هامش
( 1 ) . « اشخاص » به معناى احضار كردن ، فرستادن و راندن است و در عبارت بالا مناسب ، همان معناى اولاست .
( 2 ) . غافر ، آيهء 78 .
( 3 ) . از جمله قراينى كه اين نظر را تأييد مىكند دو قرينهء زير است :
الف ) در كتاب دستور معالم الحكم ابن سلامة ، ص 137 نامهء فوق را تا عبارت « و تبع و حمير » پايان داده بى آنكه جملهء « اشخاصهم . . . » را آورده باشد در حالى كه نامه را ادامه داده است .
ب ) در كتاب حلية الالياء ، ج 8 ، ص 102 جملهء اشخاصهم را به اين صورت آورده است : ( و اشخصهم . . . ) كه نشان مىدهد جملهء مستقلى است جداى از جملههاى سابق .