انسان در دنيا در محاصرهء چهار عامل خطرناك است ؛ يكى از آنها انواع آفتهايى مانند سيلها و زلزلهها و بيمارىها و جنگهاست كه از بيرون به انسان تحميلمىشود و ديگر مصائبى است كه از داخل به آن گرفتار مىگردد ؛ مانند از دست دادن اعضاى مختلف بدن يا بستگان و نزديكان ، و از سوى سوم و چهارم هوا و هوس سركش كه از درون بر انسان فشار مىآورد و شيطانى كه از برون انسان را وسوسه مىكند .
اين چهار عامل در همه جا انسانها را احاطه كرده و ممكن است انسان با تهذيب نفس ، هوا و هوس را و با ايستادگى در برابر وسوسههاى شيطان ، او را مهار كند و از اين دو عامل هلاكت برهد ؛ ولى آفتها و مصيبتها براى همه كس و در هر زمان و مكان غير قابل اجتناب است ؛ لذا امام عليه السلام در جاى ديگر دنيا را سرايى مىداند كه در لابهلاى بلاها و آفتها پيچيده شده است : ( دار بالبلاء محفوفة و بالغدر معروفة ) . « 1 »
تعبير به « دَوَاعِي » در مورد آفتها و مصيبتها اشاره به اسباب آن است كه زندگى انسانها را احاطه كرده است .
و تعبير به « الْهَوَى الْمُرْدِي » اشاره به هوا و هوسى است كه انسان را به هلاكت مادى و معنوى مىكشاند ، زيرا « رداء » به معناى هلاكت يا هوا و هوسى است كه انسان را به سقوط مىكشاند ، در نتيجه هواى نفس باعث سقوط از مقام والاى انسانيّت و سقوط در درون جهنم است .
جملهء « وَ فِيهِ يُشْرَعُ بَابُ هَذِهِ الدَّارِ » اشاره به اين است كه راه نفوذ در اين خانهء خطرناك ، شيطان است ؛ هرچند بقيهء عوامل هر كدام در جاى خود مشكلآفرين است .
امام عليه السلام در ادامه به بيان بخش چهارم اين قباله پرداخته و بهاى اين ملك را اين گونه بيان مىفرمايد : « اين خانه را فريب خوردهء آرزوها از كسى كه در سرآمد
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 226 .