هجوم حوادث روزگار و زشتىهاى گردش شب و روز آن را بر حذر دار » ؛ ( وَ بَصِّرْهُ فَجَائِعَ الدُّنْيَا ، وَ حَذِّرْهُ صَوْلَةَ الدَّهْرِ وَ فُحْشَ « 1 » تَقَلُّبِ اللَّيَالِي وَ الْأَيَّامِ ) .
گاه بر قلب انسان پردههاى غفلت و هوا و هوس چنان فرو مىافتد كه از درك حقايق مربوط به زندگى و سعادت خويش باز مىماند . براى كنار زدن اين پردههاى غفلت و بينا ساختن دل ، چيزى بهتر از آن نيست كه انسان حوادث تلخ دنيا و آفات و بلاها و دگرگونىهاى ناگهانى را كه در زندگى قدرتمندان جهان نمونههاى زيادى از آن ديده مىشود ، مورد دقت قرار دهد و بينايى را به دل باز گرداند .
تعبير به « فَجَائِعَ الدُّنْيَا » اشاره به فجايع مردم دنياست كه همواره دگرگونىهايى را به دنبال دارد ، يا اشاره به حوادث تلخى است كه ناخواسته در زندگى انسانها رخ مىدهد .
جملهء « صَوْلَةَ الدَّهْرِ » با توجّه به اينكه « صولة » به معناى حملهء قاهرانه است ، خواه اين حمله از سوى حيوان درندهاى باشد يا انسان نيرومندِ ظالم ، اشاره به آفات و بلاها و بيمارىها و ناكامىهاست كه همچون حيوان درندهاى به انسان حمله مىكند در حالى كه در مقابل آن قادر به دفاع از خويشتن نيست .
فقرهء « فُحْشَ تَقَلُّبِ اللَّيَالِي وَ الْأَيَّامِ » با توجّه به اينكه فحش به معناى هر گونه كار زشت و ناخوشآيند است اشاره به اين دارد كه با گذشت روزها و شبها درگرگونىهاى ناخوشآيندى در زندگى فرد و جوامع بشرى رخ مىدهد و فضاى زندگى را تيره و تار مىسازد . اگر انسان در اين امور دقت كند بر بينايى او نسبت به حقايق اين جهان و مسير صحيح زندگى مىافزايد .
هامش
( 1 ) . « فحش » به هر كارى گفته مىشود كه از حد اعتدال خارج شود و صورت زشتى به خود بگيرد به همين دليل به تمام منكرات و قبايح آشكار ، فحش و فحشا گفته مىشود ، هر چند در عرف امروز ما ، فحشا در مورد انحرافات جنسى به كار مىرود . ( فحش گاهى معناى مصدرى دارد و گاه معناى اسم مصدرى ) .