شرح و تفسير دل را با اندرز زنده كن
امام عليه السلام در اين بخش از وصيّتنامه ، دوازده اندرز مهم كه سبب تكامل روح و جان و پيدايش حيات معنوى در انسان است بيان فرمودهاند .
نخست مىفرمايد : « ( پسرم ) قلب خويش را با موعظه زنده كن و هواى نفس را ) با زهد ( و بىاعتنايى به زرق و برق دنيا ) بميران . دل را با يقين نيرومند ساز و با حكمت و دانش نورانى كن و با ياد مرگ رام نما و آن را به اقرار به فناى دنيا وا دار » ؛ ( أَحْيِ قَلْبَكَ بِالْمَوْعِظَةِ ، وَ أَمِتْهُ بِالزَّهَادَةِ ، وَ قَوِّهِ بِالْيَقِينِ ، وَ نَوِّرْهُ بِالْحِكْمَةِ ، ذَلِّلْهُ بِذِكْرِ الْمَوْتِ ، وَ قَرِّرْهُ « 1 » بِالْفَنَاءِ ) .
امام عليه السلام در اين شش دستور از احياى قلب شروع مىكند قلب كه در اين گونه موارد به معناى روح و عقل و ادراك است تا زنده نشود هيچ قدمى به سوى تكامل و تعالى برداشته نخواهد شد و سير الى اللَّه در همان جا متوقف مىگردد .
آنچه مايهء حيات قلب است موعظهها و اندرزهايى است كه از سوى خداوند در قرآن و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و امام معصوم عليه السلام در رواياتشان و همچنين از سوى حوادث روزگار و تاريخ بشر بيان مىشود .
حقيقت موعظه و اندرز ، توصيهء به نيكىها و خوبىها و پرهيز از بدىها و زشتىهاست كه هر گاه با دلايل و شواهد همراه باشد و از دل بر آيد و آميخته با خيرخواهى و دلسوزى باشد بر دل مىنشيند .
جملهء « أَمِتْهُ بِالزَّهَادَةِ ؛ دل را با زهد بميران » منظور قلبى است كه اسير هوا و هوسها باشد . چنين قلبى بايد با زهد بميرد و حياتى با موعظه از سر بگيرد . اين تعبيرِ بسيار جالبى است كه امام عليه السلام نخست به احياى قلب دستور مىدهد و بعد
هامش
( 1 ) . « قرّر » از ريشهء « تقرير » در دو معناى به كار رفته : نخست تثبيت و قرار دادن چيزى در محلش و ديگر به اقرار واداشتن كسى نسبت به چيزى . در جملهء بالا معناى دوم اراده شده است يعنى قلب خود را دربارهء فناى دنيا به اقرار وادار .