روح نباتى ، روح حيوانى نيز دارد و كمترين آسيب به آن ، انسان را ناراحت مىكند . اما روح انسانى كه اثر بارز آن درك و شعور و ابتكار و خلاقيت و تجزيه و تحليل مسايل مختلف است ، حقيقتى است اضافه بر روح نباتى و حيوانى . البته افرادى هستند كه روح چهارمى نيز دارند كه از آن به روح القدس تعبير مىشود .
حقايقى را درك مىكنند كه افراد عادى از آن بىخبرند ( روح القدس گاهى اشاره به جبرئيل است و گاهى به فرشتهء اعظم از او ) تعبيرى كه در بعضى روايات به « روح الايمان » است ، شايد اشاره به همين مرتبهء عالى روح انسانى باشد .
در حديث از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم : « اذا زنى الرجل فارقه روح الايمان ؛ هنگامى كه كسى زنا كند روح ايمان از او جدا مىشود ( مگر اينكه توبه كند و جبران نمايد ) » . « 1 »
در بعضى از روايات روح القدس مرتبهء بالاترى از روح ايمان شمرده شده و تعبير به ارواح پنجگانه در آن آمده است . « 2 »
سخن در روح انسانى است كه گاه به اندازهاى قوى مىشود كه همهء وجود انسان را روشن مىسازد و گاه به قدرى ضعيف مىشود كه به آن مرده مىگويند .
امام مجتبى حسن بن على عليهما السلام مىفرمايد : « التَّفَكُّرُ حَيَاةُ قَلْبِ الْبَصِيرِ ؛ تفكر موجب زنده شدن قلب بيناست » . « 3 » در حديث ديگرى از آن حضرت مىخوانيم : « عَلَيْكُمْ بِالْفِكْرِ فَإِنَّهُ حَيَاةُ قَلْبِ الْبَصِيرِ وَمَفَاتِيحُ أَبْوَابِ الحِكْمَةِ ؛ بر شما باد به انديشيدن كه موجب حياة قلبِ بينا مىشود و كليد درهاى دانش است » . « 4 »
در مقابل آن از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است : « أَرْبَعٌ يُمِتْنَ الْقَلْبَ : الذَّنْبُ عَلَى الذَّنْبِ وَ كَثْرَةُ مُنَاقَشَةِ النِّسَاءِ يَعْنِي مُحَادَثَتَهُنَّ وَ مُمَارَاةُ الْأَحْمَقِ . . . وَ مُجَالَسَةُ الْمَوْتَى
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 280 ، باب الكبائر ، ح 11 .
( 2 ) . همان مدرك ، ص 282 ، باب الكبائر ، ح 16 .
( 3 ) . ميزان الحكمة ، ح 17030 .
( 4 ) . همان مدرك ، ح 17031 .