به اماته و ميراندن او ؛ دستور نخستين ناظر به جنبههاى مثبت عقل و روح و دستور دوم ناظر به جنبههاى منفى و اسير بودن عقل در چنگال شهوات است . در واقع قلب و روح انسان به باغى مىماند كه درختان بارور و بوتههايى از گلهاى رنگارنگ دارد و در عين حال علف هرزههاى فراوانى در لابهلاى آن درختان به چشم مىخورد . احياى اين باغ به پرورش دادن آن درختان و بوتههاى گل است و ميراندن آن به حذف و نابودى علف هرزههاى مزاحم است .
بعد از آنكه قلب با موعظه زنده شد و عوامل مزاحم با زهد حذف گرديد ، نوبت به تقويت آن مىرسد امام عليه السلام در جملهء « وَ قَوِّهِ بِالْيَقِينِ » به تقويت آن به يقين سخن مىگويد ، يقينى كه از مطالعهء اسرار آفرينش و يا عبادت و بندگى خدا حاصل مىشود و به دنبال تقويت ، به نورانى كردن دل مىپردازد و در جملهء « وَ نَوِّرْهُ بِالْحِكْمَةِ » طريق نورانى ساختن آن را كه فزونى علم و دانش است نشان مىدهد .
از آنجا كه روح آدمى ممكن است سركشى كند ، راه مهار كردن آن را در پنجمين و ششمين جملهها « وَ ذَلِّلْهُ بِذِكْرِ الْمَوْتِ وَ قَرِّرْهُ بِالْفَنَاءِ » نشان مىدهد ، زيرا ياد مرگ و اقرار به فنا ، هر انسان سركش و چموشى را وادار به تسليم مىكند .
بسيار ديدهايم هنگامى كه عزيزى در يك حادثهء ناگهانى از دنيا مىرود و افراد زيادى از نيكان و بدان در تشييع و مجالس يادبود او شركت مىكنند ، آثار تذلل و تسليم در همهء چهرهها نمايان است . ممكن است اين تأثير موقتى باشد ؛ ولى به هر حال نشان مىدهد كه ذكر موت و اقرار به فنا اگر ادامه يابد ، همواره در مهار كردن نفس سركش و شهوات نقش اصلى را خواهد داشت .
به دنبال اين شش دستور و در تكميل جملههاى پنجم و ششم ، امام عليه السلام چند دستور ديگر مىدهد مىفرمايد : « با نشان دادن فجايع دنيا ، قلب را بينا كن و از
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 481
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٨١