31 و من وصية له عليه السلام للحسن بن علي عليهما السلام ، كتبها إليه « بحاضرين » عند انصرافه من صفين
از وصاياى و سفارشهاى امام عليه السلام است
كه به امام حسن مجتبى عليه السلام در حالى كه در سرزمين حاضرين « 1 » ( نزديك شام ) هنگام بازگشت از صفين بود نگاشت . « 2 »
هامش
( 1 ) . اين واژه گاه به صورت تثنيه ( با فتح راء ) و گاه به صورت جمع ( با كسر راء ) خوانده شده . در صورت اول اشاره به مكانى است كه در ميان حلب و قنّسرين از اراضى شام واقع شده و در صورت دوم ممكن است اشاره به همان مكان به اعتبار حضور اقوام مختلف در آنجا باشد .
( 2 ) . سند نامه :
اين نامه به گفتهء نويسندهء مصادر نهجالبلاغه ، از مشهورترين نامهها و وصاياى امام امير مؤمنان عليه السلام است كه گروهى از برجستهترين دانشمندان اسلام آن را پيش از تولد سيد رضى در كتابهاى خود آوردهاند ؛ از جمله مرحوم كلينى در كتاب الرسائل و مرحوم حسن بن عبداللَّه عسكرى ( از اساتيد شيخ صدوق ) در كتاب الزواجر والمواعظ و نويسندهء عقد الفريد در دو بخش از كتاب خود در باب مواعظ الاباء للابناء و نويسندهء كتاب تحف العقول ، حسن بن على بن شعبه در ضمن سخنان امير مؤمنان على عليه السلام . شيخ صدوق نيز بخش هايى از آن را در دو جاى كتاب من لا يحضر آورده است . بعد از سيد رضى نيز گروه كثيرى آن را در كتابهاى خود ذكر كردهاند . مرحوم سيد بن طاووس در آخر كتاب كشف المحجة ، ضمن بيان اين وصيّتنامه با اسناد متعدّدى آن را نقل مىكند . مجموعهء اسنادى كه بزرگان براى اين نامه ذكر كردهاند به شش سند بالغ مىشود ( و از مجموع اين اسناد و نقل اين همه بزرگان به خوبى روشن مىشود كه در انتساب اين نامه به امير مؤمنان على عليه السلام جاى هيچگونه تأملى نيست . اضافه بر اينكه محتواى آن نيز به قدرى عالى است كه صدور آن از غير امام معصوم امكان ندارد ) . ( مصادر نهجالبلاغه ، ج 3 ، ص 307 - 311 )