كتاب خدا و بر زبان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در مواقف متعدّد بودند . سر انجام اسلام پيشى گرفت و اين دشمن سرسخت مغلوب و منكوب شد و به ناچار در برابر اسلام تسليم گشت در حالى كه قلبش اسلام را نپذيرفته بود و شرك و كفر را در دل پنهان مىداشت . خداوند در قرآن مجيد دربارهء آنها فرموده : « وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِى الْقُرْآنِ » « 1 » و همه اتفاق دارند كه اين شجرهء ملعونه همان بنىاميّه هستند و در سنّت نبوى كه راويان ثقه آن را نقل كردهاند ، وارد شده كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله روزى ابوسفيان را بر چهارپايى سوار ديد كه معاويه زمام آن را در دست داشت و يزيد ( برادر معاويه ) آن چهارپا را مىراند .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : « لَعَنَ اللَّهُ الرَّاكِبَ وَ الْقَائِدَ وَ السَّائِق ؛ خدا لعنت كند سوار و زمامدار و كسى كه آن را از پشت سر مىراند » .
نيز راويان روايت كردهاند كه در روز بيعت عثمان ، ابوسفيان - كه در آن زمان نابينا شده بود ( و حاضران در مجلس ) كه گمان مىكرد همه از بنىاميّه هستند - صدا زد : « تَلَقَّفُوهَا يَا بَنِي عَبْدِ شَمْسٍ تَلَقُّفَ الْكُرَةِ فَوَ اللَّهِ مَا مِنْ جَنَّةٍ وَ لَا نَار ؛ اى فرزندان عبد شمس - اى بنىاميّه - خلافت را همچون گوى از ميدان برباييد به خدا سوگند نه بهشتى در كار است و نه دوزخى » و اين عبارت به يقين كفر صريح است كه لعنت الهى شامل حال گويندهء آن مىشود .
در روايت ديگرى آمده است كه ابوسفيان روز فتح مكّه بلال را بر بام كعبه ديد - هنوز نابينا نشده بود - كه مشغول اذان است و مىگويد : « اشهد أنّ محمّداً رسول اللَّه » ؛ ابو سفيان گفت : خوشا به حال عتبة بن ربيعة ( يكى از بستگان ابوسفيان كه در جنگ بدر كشته شده بود ) كه از دنيا رفت و چنين منظرهاى را نديد .
هامش
( 1 ) . اسراء ، آيهء 60 .