لعن مىكند و مىافزايد : « اللَّهُمَّ الْعَنْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ وَ قَادَةَ الضَّلَالِ وَ أَعْدَاءَ الدِّينِ مُجَاهِدِي الرَّسُولِ وَ مُعَطِّلِي الْأَحْكَامِ وَ مُبَدِّلِي الْكِتَابِ وَ مُنْتَهِكِي الدَّمِ الْحَرَامِ ؛ خداوندا پيشوايان كفر و رهبر ضلالت و دشمنان دين و آنها كه با رسولت جنگ كردند و احكامت را تعطيل نمودند و كتابت را تحريف كردند و خون بىگناهان را ريختند ، لعن و نفرين فرما » .
آنچه در بالا آمد بخش فشردهاى از نامهء طولانى « معتضد عباسى » است كه در منابع معروف تاريخى نقل شده است . « 1 »
بديهى است كه نقل نامهء « معتضد باللَّه » به معناى تأييد تمام كارهايش در دوران خلافتش نيست .
اين نكته نيز قابل توجّه است كه مخالفت وزير معتضد « عبيداللَّه بن سليمان » با نشر اين نامه به اين سبب بود كه در حالاتش نوشتند : « كان منحرفاً عن على عليه السلام ؛ با امير مؤمنان على عليه السلام مخالف بود » و مسألهء شورش مردم بهانهاى بيش نبود .
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 8 ، ص 182 - 189 و شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 15 ، ص 173 - 180 .