سراغ معتضد رفت و گفت من از اين مىترسم كه تودهء مردم با شنيدن اين نامه حركتى اعتراضآميز آغاز كنند . معتضد گفت : من با شمشير آنها را بر سر جاى خود مىنشانم . قاضى گفت : با آل ابو طالب چه خواهى كرد ؟ آنها از اين موقعيت استفاده مىكنند و در همه جا مردم را به سوى خود دعوت مىنمايند و به يقين توجّه مردم به آنها بيشتر از توجّه به بنى العباس است . معتضد با شنيدن اين سخن ساكت شد و پاسخى نداد و بعد از آن اقدامى در اين زمينه نكرد .
نامه بسيار مفصل و مستدل است و بخشى از آن چنين است : « خبرهايى به امير مؤمنان ( منظور در اينجا معتضد عباسى است ) رسيده كه گروهى از مردم گرفتار اشتباهاتى در دين خود و فسادى در عقايد و تعصبهايى نابجا شدهاند كه عامل اصلى آن پيشوايان ضلالت بودهاند و از اين رو سنّت پيغمبر صلى الله عليه و آله را رها كرده و به بدعتها روى آوردهاند .
اين جريان بر امير مؤمنان سخت آمده و سكوت در برابر آن را جايز نشمرده و آن را مخالف وظايف دينى خود ديده كه بايد در برابر انحرافات ساكت ننشيند و براى ارشاد جاهلان و اقامهء حجت در مقابل معاندان قيام كند .
به همين دليل اميرالمؤمنين ( معتضد ) به شما مسلمانان خبر مىدهد كه خداوند متعال ، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را به آيينش مبعوث ساخت و به او فرمان داد كه فرمان او را اجرا كند . آن حضرت از خانوادهء خود شروع كرد ؛ گروهى ايمان آوردند و دعوت او را پذيرفتند و سر بر فرمانش نهادند و گروهى به مخالفت برخاستند و از هر گونه كارشكنى فروگذارى نكردند - سپس بعد از ذكر اعمال اين دو گروه با عباراتى جالب و زيبا چنين ادامه مىدهد - بدترين دشمن پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله و كسى كه از همه بيشتر مخالفت مىكرد و سر آغاز هر جنگ و عداوتى بود و آغازگر هر فتنهاى محسوب مىشد و هر پرچمى بر ضد اسلام برافراشته مىشد ، صاحب و رهبر و رييس آن ابوسفيان و پيروانش از بنىاميّهء ملعون در
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 376
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٧٦