بخشنامهاى مستدل براى نواحى مختلف فرستاد . اين نامه را مورخ معروف ، طبرى در حوادث سال 284 در تاريخ خود نقل كرده و كامل ابن اثير ( هر چند با لحن مخالف ) به آن اشاره كرده است و ما آن را از شرح نهجالبلاغهء ابن ابى الحديد كه از آن تلخيص خوبى دارد نقل مىكنيم .
ابن ابى الحديد در جلد 15 از شرح نهجالبلاغهء خود در ذيل همين نامهء امام عليه السلام به محمد بن ابىبكر مىنويسد : طبرى چنين مىگويد : در اين سنه ( سنهء 284 ) معتضد عباسى تصميم گرفت لعن معاويه را بر تمام منابر گسترش دهد و دستور داد نامهاى نوشتند ( مستدل ) كه براى مردم خوانده شود . وزيرش عبيد اللَّه بن سليمان او را از ايجاد تنش در ميان گروهى از مردم بر حذر داشت و گفت : ممكن است اين كار به فتنه بينجامد ؛ ولى معتضد اعتنايى به سخنان او نكرد .
نخستين چيزى كه معتضد به آن ابتدا كرد اين بود كه مردم مشغول كار خود باشند و از اجتماعات بپرهيزند و عصبيت را كنار بگذارند و به عنوان شهادت دادن ، نزد سلطان نروند مگر اينكه از آنها خواسته شود و داستانسرايان را از نشستن بر سر جادهها ( و گردآورى مردم در اطراف خود ) منع كنند و دستور داد نسخههايى از اين نامه تهيّه شود و در دو طرف بغداد در محلات و كوچهها و بازارها روز چهارشنبه بيست و چهارم جمادى الاولىِ همان سال براى مردم بخوانند سپس روز جمعه از آن خوددارى كنند و از اجتماع مردم به صورت گروهى در دو مسجد معروف بغداد جلوگيرى كنند و به سقاهايى كه در آن دو مسجد به مردم آب مىدادند ، سفارش شد كه براى معاويه طلب رحمت نكنند چون قبلًا عادت آنها بر اين بود كه به هنگام آب دادن براى او طلب رحمت مىكردند .
به هر حال روز جمعه نامه خوانده نشد ، هر چند مردم انتظار داشتند آن را استماع كنند . در اين هنگام وزير معتضد « عبيداللَّه بن سليمان » متوسل به قاضى يوسف شد كه حيلهاى بينديشد و معتضد را از اين كار منصرف نمايد . قاضى يوسف به
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 375
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٧٥