تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
مشاهده مىكردند . « 1 » سپس در ادامه مىافزايد : اضافه بر اينها بنىمروان ( شاخه‌اى از بنىاميّه ) احكام خدا را آشكارا دگرگون يا تعطيل كردند ؛ اموال بيت‌المال را در ميان خود تقسيم نمودند ؛ احترام حرم مكّه را سلب كردند و از هر گونه تخريب و آتش‌سوزى در خانهء خدا ابا نداشتند و پناهندگان به آن را كشتند و زمين را از جور و عدوان پر كردند و ظلم آنها همهء بلاد را فرا گرفت تا آنكه خشم خدا بر آنها فرود آمد و قهر و غضب الهى بر آنان نازل شد . گروهى از خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله برخاستند و از آنها انتقام گرفتند و بدين وسيله ، خون آنها و پدران مرتدّشان ريخته شد و خداوند ظالمان را ريشه‌كن ساخت . آن گاه در ادامهء اين نامه مىافزايد : اى مردم ! اوامر الهى را اطاعت كنيد آنجا كه مىفرمايد : « إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكافِرينَ وَ أَعَدَّ لَهُمْ سَعيراً » « 2 » و نيز مىفرمايد : « أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ » « 3 » بنابراين بر شما اى مردم ! لازم است كسى را كه خدا و رسولش او را لعن كرده ، لعن كنيد . آن گاه ابوسفيان و معاويه و يزيد و مروان بن حكم و فرزندان و نوه‌هاى آنها را
هامش
( 1 ) . اصل اين شعر از « عبداللَّه زبعراء » است كه از دشمنان سرسخت رسول خدا صلى الله عليه و آله بود كه در روز احد بعد از شهادت گروهى از مسلمين كه از طايفهء خزرج بودند اين شعر را با اشعار ديگرى سرود و يزيد آن را تطبيق بر حاثهء كربلا كرد و منظورش اين بود كه اى كاش نياكان من از بنىاميّه امروز بودند و ناله و زارى اهل بيت امام حسين عليهم السلام و يارانش را مشاهده مىكردند . طبرى ابيات ديگر يزيد را نيز در كتاب خود نقل كرده كه در متن نامهء معتضد وجود داشته است هر چند ابن‌ابى الحديد در تلخيص خود آن را حذف كرده و از جملهء آن ابيات اين است :فاحلوا و استحلوا فرحا * ثم قالوا يا يزيد لا تشل لعبت هاشم بالملك فلا * خبر جاء و لا وحى نزل« نياكان من اگر اين كار مرا مىديدند هلهله مىكردند و فرياد شوق برمىكشيدند و مىگفتند : اى يزيد دست مريزاد . بنىهاشم داعيهء سلطنت داشتند و ( آن را به نام دين و آيين خدا وانمود كردند ) نه خبرى از سوى خدا آمده و نه وحيى نازل شده است . ( 2 ) . احزاب ، آيهء 64 . ( 3 ) . بقره ، آيهء 159 .