و ناپسند مىشماريد » ؛ ( وَ لَقَدْ قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله إِنِّي لَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي مُؤْمِناً وَ لَا مُشْرِكاً ؛ أَمَّا الْمُؤْمِنُ فَيَمْنَعُهُ اللَّهُ بِإِيمَانِهِ ، وَ أَمَّا الْمُشْرِكُ فَيَقْمَعُهُ « 1 » اللَّهُ بِشِرْكِهِ . وَ لَكِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ كُلَّ مُنَافِقِ الْجَنَانِ « 2 » ، عَالِمِ اللِّسَانِ ، يَقُولُ مَا تَعْرِفُونَ ، وَ يَفْعَلُ مَا تُنْكِرُونَ ) .
اين يك واقعيّت است كه مؤمنان واقعى پشت و پناه اسلام و امّت اسلامى هستند و مشركان شناخته شده به سبب شركشان ، مردم از آنها فاصله مىگيرند و اگر بخواهند از درِ عداوت در آيند ، مؤمنان به فرمان خداوند دست به دست هم مىدهند و آنها را در هم مىكوبند ؛ ولى مشكل بزرگ جامعهء اسلامى و هر جامعهاى دشمنانى هستند كه لباس دوستى بر تن مىكنند ، همان افراد دو چهرهاى كه چهرهء زيبايى از خود نشان مىدهند و چهرهء زشت درونى خود را مستور مىدارند ، در ميان صفوف مسلمين رفت و آمد دارند و از اسرار آنها آگاه مىشوند و هر جا بتوانند از پشت به آنها خنجر مىزنند . آيات الهى و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله را دستآويز خود قرار مىدهند ؛ ولى در عمل بر خلاف رفتار مىكنند .
مصداق بارز اين سخن در زمان على عليه السلام ، معاويه و اطرافيانش بودند كه به نام خونخواهى عثمان كه ظاهراً جانشين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بود ، قيام كردند و به هنگام ناچارى قرآنها را بر سر نيزهها بالا بردند . نماز مىخواندند و در نماز جمعه سخنان زيبا و موافق كتاب و سنّت مىگفتند ؛ ولى براى تضعيف امام هدايت ؛ على عليه السلام كه هم از سوى خدا منسوب شده بود و هم از سوى خلق ، هيچ فرصتى را از دست نمىدادند . از قتل بىگناهان و غارت اموال مسلمين و شبيخون زدن به مناطق مرزى عراق ابا نداشتند و با استفاده از اين روش سرانجام توانستند بر جاى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله تكيه زنند و اسلام را به قهقرا ببرند .
هامش
( 1 ) . « يقمع » از ريشهء « قمع » بر وزن « منع » به معناى بازداشتن و مغلوب ساختن و خوار كردن است .
( 2 ) . « جنان » به معناى قلب است و « جِنان » جمع « جنة » به معناى باغ و بهشت است و همهء اينها از ريشهء « جن » بر وزن « فن » به معناى مستور شدن گرفته شده و از آنجا كه قلب در درون سينه مستور است و زمين باغها در زير درختان مستور است ، اين واژه در مورد آنها به كار رفته است .