امام عليه السلام در پايان اين وصيّتنامه و بعد از بيان مسائل مربوط به موقوفات به مسائل مربوط به همسران كنيز خود پرداخته و وضع آنها را روشن مىسازد ، به گونهاى كه بعد از او همه آزاد شوند ؛ مىفرمايد : « و هر كدام از كنيزانم كه با آنها آميزش داشتهام صاحب فرزند يا باردار است ، از سهم ارث فرزندش آزاد مىشود و اگر فرزندش بميرد و او زنده باشد ، او نيز آزاد است و بند بردگى از گردنش برداشته شده و به آزاد شدگان ملحق مىشود » ؛ ( وَ مَنْ كَانَ مِنْ إِمَائِي - اللَّاتِي أَطُوفُ عَلَيْهِنَّ « 1 » - لَهَا وَلَدٌ أَوْ هِيَ حَامِلٌ ، فَتُمْسَكُ عَلَى وَلَدِهَا وَ هِيَ مِنْ حَظِّهِ ، فَإِنْ مَاتَ وَلَدُهَا وَ هِيَ حَيَّةٌ فَهِيَ عَتِيقَةٌ ، قَدْ أَفْرَجَ عَنْهَا الرِّقُّ ، وَ حَرَّرَهَا الْعِتْقُ ) .
در آن زمان امام عليه السلام چندين كنيز كه در حكم همسران آن حضرت بودند در اختيار داشت و فرزندان متعدّدى از آنها متولد شدند و شايد هدف امام عليه السلام از تكثير اولاد اين بود كه آل على و بنى هاشم فزونى يابند و خطراتى كه از سوى دشمنان آنها را تهديد مىكرد سبب انقراض اين نسل شريف نگردد .
به هر حال امام عليه السلام در اين بخش از وصيّتنامه تكليف كنيزانى را كه فرزندى داشتند يا باردار بودند معين نموده و طبق قاعدهء فقهى معروف كه مورد اتفاق همهء فقهاست ، اينگونه كنيزان از سهم الارث فرزندشان آزاد مىشوند و يا به تعبير ديگر جزء سهم الارث فرزند قرار مىگيرند و بلافاصله آزادى شامل حال آنها مىشود ، زيرا هيچ كس نمىتواند مالك پدر و مادر خود شود .
ولى دربارهء كنيزانى كه صاحب فرزند نبودند ، در اين عبارت حكمى ذكر نشده و در روايات ديگرى كه از اين وصيّتنامه در كتاب كافى و جز آن به گونهء مشروحترى آمده ، تكليف آنها نيز مشخص شده است كه امام عليه السلام دستور آزادى
هامش
( 1 ) . تعبير به « اطوف عليهن » تعبير كنايى زيبايى است براى آميزش جنسى ، زيرا از طواف يك نوع گردش فهميده مىشود كه هنگامى كه با « على » همراه باشد همان گردش دورانى است به خصوص اينكه طبق گفته لسان العرب اين تعبير معمولا در حركت شبانه به كار مىرود و اگر مربوط به روز باشد بايد با قرينهاى همراه گردد .