ابن عبد ربه در استيعاب مىگويد : « قتل على و لا مال احتجبه و لا دنيا اصابها ؛ على عليه السلام به شهادت رسيد در حالى كه نه مالى اندوخته بود و نه مواهب دنيوى براى خود فراهم ساخته بود » . « 1 »
ابن ابى الحديد نيز از بعضى خردهگيران نقل مىكند كه بر امير مؤمنان على عليه السلام خرده گرفتهاند و گفتهاند : ابو بكر از دنيا رفت و دينار و درهمى از خود به يادگار نگذاشت ؛ ولى هنگامى كه على عليه السلام چشم از دنيا پوشيد ، نخلستانهاى بسيارى از خود به يادگار گذاشت . سپس در پاسخ آن مىنويسد : همه مىدانند كه على عليه السلام چشمههاى متعدّدى با زحمت خود در شهر مدينه ، ينبع و سويعه احداث كرد و به وسيلهء آن زمينهاى مواتى را آباد نمود . سپس همهء آنها را از ملك خود خارج ساخت و وقف مسلمين كردو از دنيا نرفت در حالى كه چيزى از آنها در ملكش باشد .
آن حضرت چيزى از مال ، كم يا زياد براى فرزندانش به ارث نگذاشت مگر چند غلام و كنيز ( كه دستور آزادى آنها را داده بود ) و هفتصد درهم از سهم او از بيت المال كه براى به دست آوردن خادمى براى خانوادهاش ذخيره كرده بود . « 2 »
2 . سؤال ديگر اينكه چگونه امام عليه السلام مىفرمايد : حسن را متولى وقف ساختم و اگر حسن چشم از جهان بپوشد و حسين زنده باشد ، او جانشين برادر خود خواهد شد . مگر امام عليه السلام از طريق علم غيب نمىدانست كه شهادت امام حسين عليهما السلام سالها بعد از شهادت امام حسن عليه السلام خواهد بود ؟
پاسخ اين سؤال و سؤالات فراوان ديگرى از اين قبيل يك جمله است و آن اينكه امامان در كارهاى عادى خود تكيه بر علم عادى داشتند كه از مجارى معمولى حاصل مىشود ، نه علم غيب ؛ همان گونه كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز در مسائل مربوط به زندگى خود و يارانش تكيه بر علم حاصله از مجارى عادى داشت و از علم غيب جز در موارد استثنايى استفاده نمىفرمود .
هامش
( 1 ) . استيعاب ، ج 3 ، ص 1126 .
( 2 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 15 ، ص 146 .