مىكند و نيز ممكن است منظور اين باشد كه قرآن سند معذور بودن در پيشگاه خدا در قيامت است به اين معنا كه هركس اعمال خود را با دستور و پيام قرآن هماهنگ سازد ،
در پيشگاه خدا معذور خواهد بود . معناى دوم صحيحتر به نظر مىرسد .
تعبير به « برهانا لمن تكلّم به » اشاره به اين است كه نه تنها انسان در عقايد و اعمال خود مىتواند تكيه بر قرآن كند ، بلكه براهين قرآنى در مقابل مخالفان ؛ خواه در مبدأ و معاد باشد و خواه در برنامههاى زندگى ، بهترين برهان است .
تعبير به « شاهدا لمن خاصم به » تأكيد بيشترى بر اين معناست كه هركس قرآن را شاهد و گواه خود در مقابل خصم بگيرد ، بهترين شاهد و گواه محسوب خواهد شد و نتيجهء آن همان چيزى است كه در جملهء پنجم آمده كه استدلال و استشهاد به قرآن ، سبب پيروزى و غلبه بر مخالفان است .
سپس امام عليه السّلام در هفت وصف باقى مانده از 42 وصفى كه در اين بخش از خطبه دربارهء قرآن بيان كرده ، مىفرمايد : « قرآن نجاتدهندهء خوبى است براى كسى كه به آن عمل كند و مركب راهوارى است براى آنكس كه آن را به كار گيرد ، نشانهء افتخارى است براى كسى كه خود را با آن نشانهگذارى كند ، و سپر مطمئنّى است براى آنكس كه خود را در پناه آن قرار دهد و علم و دانش پرارزشى است براى كسى كه آن را حفظ و نگهدارى كند و گفتار والايى است براى آنكس كه آن را روايت نمايد و حكم قاطعى است براى كسى كه با آن قضاوت كند » ؛ ( و حاملا لمن حمله ، و مطيّة لمن أعمله ، و آية لمن توسّم « 1 » ، و جنّة لمن استلأم « 2 » ، و علما لمن وعى ، و حديثا لمن روى ، و حكما لمن قضى ) .
هامش
( 1 ) . « توسّم » از « وسم » بر وزن « وصل » به معناى علامتگذارى گرفته شده است . اين ماده ، گاه به معناى زيبايى نيز به كار مىرود .
( 2 ) . « استلأم » از ريشهء « لئم » بر وزن « لعن » به معناى جمع كردن و التيام بخشيدن و هماهنگ نمودن ميان دو چيز است و « استلام » به معناى پوشيدن زره يا ساير ابزار جنگ است ، گويى ميان اين ابزار و بدن خود هماهنگى ايجاد مىكند .