اين سخن ، پيامى براى همهء مفسّران قرآن دارد كه هرگز تصوّر نكنند آنچه را از قرآن استفاده كردهاند آخرين سخن است و نكته تازه و جديدى ماوراى آن نيست .
در حديث ديگرى از امام صادق عليه السّلام مىخوانيم : « كه در پاسخ اين سؤال كه چرا قرآن هرگز كهنه نمىشود ؟ فرمود : زيرا خداوند او را براى زمان خاص و گروه معيّنى قرار نداده است » : « فهو في كلّ زمان جديد و عند كلّ قوم غضّ إلى يوم القيامة ؛ قرآن در زمانى نو است و نزد هرقوم و ملّتى تا روز قيامت تازه و پرطراوت است » . « 1 »
در نهمين و دهمين و يازدهمين امتياز ، اشاره به روشن بودن راه قرآن و تضمين هدايت پويندگان اين راه است : نه مسافرانش گمراه مىشوند ، نه نشانههايش بر رهروان پوشيده مىماند و نه منزلگاههاى مطمئنّش بر كسى مخفى خواهد بود .
سپس امام در ادامهء اين اوصاف والاى قرآن به پنج وصف هماهنگ ديگر قرآن اشاره كرده ، مىفرمايد : « خداوند آن را فرونشانندهء عطش دانشمندان ، بهار دلهاى فقيهان و جادّههاى وسيع صالحان قرار داده است . دارويى است كه با بهرهگيرى از آن اثرى از بيمارى باقى نمىماند و نورى است كه ظلمتى با آن نخواهد بود » ؛ ( جعله اللّه ريّا « 2 » لعطش العلماء ، و ربيعا لقلوب الفقهاء ، و محاجّ « 3 » لطرق الصّلحاء ، و دواء ليس بعده داء ، و نورا ليس معه ظلمة ) .
اينكه در جملهء اوّل مىفرمايد : « خداوند قرآن را سبب فرونشاندن عطش دانشمندان قرار داده » اشاره به اين است كه هردانشمندى تشنهء علم بيشتر است ، زيرا طعم علم و دانش را چشيده است و چون علوم و دانشهاى قرآن مجيد بسيار گسترده و نامحدود است ، دانشمندان مىتوانند با آن عطش علمى خود را فروبنشانند .
در كلمات قصار امام عليه السّلام در نهج البلاغه نيز آمده است : « منهومان لا يشبعان ؛ طالب
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 17 ، ص 213 ، ح 18 .
( 2 ) . « رىّ » ( با كسر راء و فتح آن ) به معناى سيراب شدن است .
( 3 ) . « محاجّ » جمع « محجّه » به معناى راه روشن و وسيع است .