علم و طالب دنيا ؛ دو گروه گرسنهاند كه هرگز سير نمىشوند ؛ طالبان علم و طالبان دنيا » . « 1 »
اگر در جملهء دوم مىفرمايد : « قرآن بهار دلهاى فقيهان و عاقلان است » اشاره به اين است كه در فصل بهار عالم طبيعت ، زندگى را از سر مىگيرد . گياهان و گلها و ميوهها ظاهر مىشوند . قرآن مجيد نيز در دلهاى آگاهان همين اثر را دارد ؛ گلهاى فضيلت ، ميوههاى لذتبخش ايمان و اخلاق و معرفت و سرانجام قرب الهى در پرتو قرآن فراهم مىشود .
در جملهء سوم ، امام عليه السّلام قرآن را جادّهء وسيع و روشن رهروان راه حق مىشمرد ، زيرا صالحان كسانى هستند كه در مسير سير و سلوك الى اللّه گام برمىدارند و بهترين جادهاى را كه مىتوانند براى رسيدن به مقصد برگزينند مسير قرآن مجيد است .
در چهارمين جمله اشاره به نكتهء جديدى مىكند و آن اينكه داروها گاه تنها جنبهء تسكينى دارند و گاه درمان موقّت و گاه درمان كامل ؛ ولى عوارض منفى و بيماريهاى جنبى به بار مىآورند ؛ اما قرآن دارويى است كه هيچيك از اين ضعفهاى سهگانه را ندارد ؛ دارويى است كه بهطور كامل درمان مىكند و فاقد هرعارضهء منفى است .
در پنجمين جمله باز به نكتهء تازهاى اشاره مىكند و آن اينكه نورهاى عالم ماده ، گاه آميخته با ظلمتاند ( مانند نور بين الطلوعين و بين الغروبين ) و اگر ظلمتى با آن آميخته نيست يا خسوف و كسوفى دارد و يا غروب و افولى ؛ ولى نور قرآن نه غروب و افولى دارد و نه خسوف و كسوفى ، زيرا از نور علم حق سرچشمه گرفته و در آنجا ظلمت راه ندارد و مىدانيم :
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
. « 2 »
در ادامهء اين اوصاف ، امام به چهار امتياز ديگر از امتيازهاى قرآن اشاره كرده ، مىفرمايد : « ريسمانى است كه دستاويز آن مطمئن و پناهگاهى است كه قلّهء بلند آن مانع نفوذ دشمن و عزّت و قدرت است براى كسى كه تحت ولايتش قرار گيرد و محل امنى
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، كلمات قصار ، 457 .
( 2 ) . نور ، آيهء 35 .