است براى آنكس كه در حوزهاش وارد شود » ؛ ( و حبلا وثيقا عروته ، و معقلا « 1 » منيعا ذروته ، و عزّا لمن تولّاه ، و سلما لمن دخله ) .
امام عليه السّلام با بيان اين چهارم وصف در واقع سعادت انسان را به دژ محكمى تشبيه كرده كه بر فراز كوه بلندى قرار دارد و رهروان اين راه همچون كوهنوردان بايد از طنابهاى محكمى كه به نقاط بالاتر كوه بسته مىشود و دستگيرههاى محكمى دارد استفاده كنند تا به آن دژ برسند و آن دژ در جايى قرار دارد كه دشمن به آن دست نمىيابد و هركس در سايهء آن قرار گيرد قدرتى غير قابل شكست مىيابد و آنكس كه در آن وارد شود ، سالم مىماند .
دشمن اصلى انسان ، هواى نفس و شيطان است و ناامنيها نيز از همينجا سرچشمه مىگيرد . كسى كه در پناه قرآن قرار مىگيرد ، بر قلهء رفيع سلامت و سعادت و در عزت و امنيّت خواهد نشست .
آنگاه امام به پنج وصف ديگر هماهنگ ، از اوصاف قرآن اشاره كرده ، مىفرمايد : « قرآن راهنمايى است براى كسى كه به آن اقتدا كند ، و عذرى است براى آنكس كه آن را مذهب خويش برگزيند و دليل و برهانى است براى كسى كه با آن سخن گويد ، و گواهى است براى كسى كه به كمك آن در برابر دشمنش بايستد ، و سبب پيروزى است براى آنكس كه به آن احتجاج كند » ؛ ( و هدى لمن ائتمّ به ، و عذرا لمن انتحله « 2 » ، و برهانا لمن تكلّم به ، و شاهدا لمن خاصم به ، و فلجا « 3 » لمن حاجّ به ) .
منظور از هدايت در جملهء اوّل روشن است و منظور از عذر در جملهء دوم ممكن است اتمام حجّت باشد كه قرآن به همهء افراد در مورد ايمان و انجام وظايف الهى ، اتمام حجّت
هامش
( 1 ) . « معقل » به معناى پناهگاه و سنگر است . از ريشهء « عقل » به معناى بازداشتن گرفته شده ، زيرا پناهگاه انسان را از گزند حوادث دور مىدارد .
( 2 ) . « انتحل » به معناى پذيرش مذهب و آيين از ريشهء « نحله » بر وزن « خرقه » به معناى ايمان و مذهب گرفتن است .
( 3 ) . « فلج » به معناى ظفر و پيروزى است .