در جملههاى اول و دوم ، مؤمنان به قرآن را به كسى تشبيه مىكند كه بر مركبى از نور سوار شده و به سوى آسمان سعادت در پرواز است ، مركبى مطمئن و راهوار .
در جمله سوم قرآن را مدال افتخارى مىشمارد براى همهء كسانى كه آن را نشانه زندگى خود قرار مىدهند . آيات قرآن بهترين شعار و نشانههاى آن بهترين نشانههاست .
در جمله چهارم آن را زرهى شمرده كه انسان را در نبرد با دشمنان از گزند حوادث ، حفظ مىكند . هم دشمنان ظاهرى و مخالفان اسلام و هم دشمنان باطنى و درونى ؛ يعنى هواى نفس و هم دشمنى پنهانى يعنى شيطان .
در پنجمين و ششمين و هفتمين وصف ، در واقع به علوم حاصل از قرآن اشاره مىكند ؛ جملهء « و علما لمن وعى » ممكن اشاره به استدلالات منطقى قرآن باشد و جمله « حديثا لمن روى » اشاره به حديث نقلى و احاديثى كه از ناحيهء وحى به دست آمده است .
در آخرين جمله ، به كاربرد علمى آن در مسئله قضاوت و داورى اشاره مىكند .
بنابراين كه قضا در اين جمله به معناى داورى در مخاصمات باشد ، و اگر قضا هرگونه حكم و قضاوت را شامل شود ، همهء احكام فقهى و عقيدتى را دربر گيرد .
* * *
نكتهها
1 - عظمت قرآن از ديدگاه امير مؤمنان عليه السّلام
بحث دربارهء عظمت قرآن در خطبههاى فراوانى از نهج البلاغه آمده است ؛ ولى در هيچ خطبهاى بحثى به اين گستردگى و جامعيت ديده نمىشود .
در 42 امتيازى كه امام عليه السّلام در اين خطبه ذكر فرموده ، مطالبى است كه ناظر ناآگاه ممكن است آن را ادّعاى بىدليل پندارد ؛ ولى با دقّت در آيات خود قرآن ، شواهد و دلايل كافى براى آن يافت مىشود .