مناهل لا يغيضها « 9 » الواردون ، و منازل لا يضلّ نهجها المسافرون ، و أعلام لا يعمى عنها السّائرون ، و آكام « 10 » لا يجوز عنها القاصدون ) .
تعبير به « معدن الإيمان » اشاره به اين است كه دلايل معارف اسلامى از توحيد و اثبات وجود خدا گرفته تا مسئله معاد و اعجاز قرآن و ولايت ، همه در قرآن مجيد به صورت گسترده آمده است ؛ دلايلى كه سرچشمهء دلايل ديگر است ، زيرا معدن به چيزى گفته مىشود كه منبع و مركز اصلى اشياى گرانبها و مورد نياز است .
در جملهء دوم همين مطلب به تعبير ديگرى آمده است . قرآن را به عنوان چشمهء جوشان و درياى علم ، بلكه چشمههاى جوشان و درياها شمرده كه اهل ايمان مىتوانند علوم مختلف را از آن برگيرند و امروز ما مىدانيم سرچشمهء علم كلام و فقه و اخلاق و تاريخ انبيا و تاريخ اسلام و علوم ديگرى در قرآن مجيد است .
در جملهء سوم به مسئلهء مهم ديگرى اشاره كرده و قرآن را به عنوان باغهاى عدالت و غديرها و آبگيرهاى آن معرفى نموده است . قرآن مجيد همهء مؤمنان را مخاطب ساخته ، مىگويد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ »
« 11 » ؛ يعنى قيام به عدالت را كافى نمىشمرد ، بلكه « قوّام » بودن را لازم مىداند كه صيغهء مبالغه و تأكيد است حتى تصريح مىكند دوستيها و دشمنيها هرگز مانع اجراى عدالت نشود :
« وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى »
« 12 »
هامش
( 9 ) . « يغيض » از مادّهء « غيض » بر وزن « غيب » در اصل به معناى فروكش كردن و فروبردن ( به صورت لازم و متعدّى ) است و در جملهء بالا به معناى كاستن گرفتن است .
( 10 ) . « آكام » جمع « اكمه » بر وزن « طلبه » به معناى تپّهء بلندى است كه از سنگ يا شن تشكيل شده باشد .
( 11 ) . نساء ، آيهء 135 .
( 12 ) . مائده ، آيهء 8 .