اين همان چيزى است كه قرآن مجيد دربارهء پيامبر فرموده : «
« ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ »
محمّد پدر هيچيك از مردان شما نبوده و نيست ؛ ولى رسول خدا و آخرين پيامبران است . . . » . « 1 »
اصول و اركان اسلام چنان از سوى خداوند تنظيم شده كه با گذشت زمان متزلزل نمىشود و نيازهاى هرزمان و هرمكان در احكام ثابت و متغيّرش ( با تغيير موضوعات ) پيشبينى شده و همين جامعيّت آن را جاودانه ساخته است .
سپس امام بعد از جاودانگى اسلام به بيان اوصاف ديگرى از قبيل سهل و آسان بودن و صاف و مستقيم و روشن بودن قوانين اسلام مىپردازد و در ضمن هشت جمله مىفرمايد : « راههايش خالى از تنگنا ، آسان بودنش خالى از سستى و روشنايىاش خالى از تيرگى است . در طريق مستقيمش كژى راه نيابد و ستونش اعوجاج نپذيرد ، در جادههاى وسيع آن لغزندگى نباشد ، چراغهايش هرگز خاموش نشود و شيرينىاش هيچگاه تلخى ندارد » ؛ ( و لا ضنك « 2 » لطرقه ، و لا وعوثة « 3 » لسهولته ، و لا سواد لوضحه « 4 » ، و لا عوج لانتصابه « 5 » ، و لا عصل « 6 » في عوده ، و لا وعث لفجّه « 7 » ، و لا انطفاء لمصابيحه ، و لا مرارة لحلاوته ) .
جملهء اوّل ( و لا ضنك لطرقه ) اشاره به همان چيزى است كه در روايت نبوى آمده است : « بعثت بالحنفيّة السّهلة السّمحة ؛ من به شريعت سهل و آسان مبعوث شدهام » . « 8 »
هامش
( 1 ) . احزاب ، آيهء 40 .
( 2 ) . « ضنك » به معناى ضيق و سختى است و اين واژه هميشه به صورت مفرد به كار مىرود .
( 3 ) . « وعوثه » به معناى مشقّت و سختى است .
( 4 ) . « وضح » از ريشهء « وضوح » به معناى ظهور و آشكار شدن است .
( 5 ) . « انتصاب » از ريشهء « نصب » يعنى برخاستن و ايستادن .
( 6 ) . « عصل » به معناى اعوجاج و خميدگى است .
( 7 ) . « فجّ » در اصل به معناى درّه ؛ يعنى فاصلهء ميان دو كوه است . سپس به جادههاى وسيع اطلاق شده است .
( 8 ) . اين حديث و مضمون آن در بسيارى از كتب شيعه و اهل سنت آمده است از جمله در المحصول -