اشاره به اين است كه اساس اسلام را محبّت تشكيل مىدهد و اين يكى از افتخارات ماست كه آيينمان برپايه محبت است و لذا در روايت آمده است : « هل الدّين إلّا الحبّ إنّ اللّه عزّ و جلّ يقول
« قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ »
آيا دين چيزى غير از محبّت است ؟ خداوند عز و جل مىگويد : بگو ( اى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ) اگر خدا را دوست مىداريد از من پيروى كنيد تا خداوند شما را دوست بدارد » . « 1 »
به اين ترتيب پايه دين محبّت بندگان نسبت به خدا از يك سو و محبّت خدا به بندگان از سوى ديگر است .
در ادامهء اين سخن شش وصف ديگر را بيان كرده ، مىگويد : « خداوند اديان و مذاهب ديگر را با عزّت و قدرت بخشيدن به اسلام ضعيف كرد و ملل ديگر را با اعتلاى اسلام فرود آورد ، و با احترام و نفوذ آن ، دشمنانش را خوار نمود . با يارى اسلام مخالفان سرسختش را درمانده ساخت و با تقويت آن ، اركان ضلالت را درهم كوبيد . تشنگان را از سرچشمهء زلال آن سيراب كرد ، و آبگاهش را پرآب نمود » ؛ ( أذلّ الأديان بعزّته ، و وضع الملل برفعه ، و أهان أعداءه بكرامته ، و خذل محادّيه « 2 » بنصره ، و هدم أركان الضّلالة بركنه . و سقى من عطش من حياضه ، و أتأق « 3 » الحياض بمواتحه « 4 » ) .
جملههاى « أذلّ الأديان بعزّته ، و وضع الملل برفعه . . . » با توجه به اينكه ضمير در آنها به اسلام برمىگردد ) اشاره به همان چيزى است كه در قرآن مجيد آمده است : «
« هُوَ »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، جلد 66 ، صفحهء 237 ، حديث 5 . ضمنا آيهاى كه آمده ، آيهء 31 سورهء آل عمران است .
( 2 ) . « محادّى » از « محادّه » از معناى دشمنى كردن و ستيزه نمودن ، گرفته شده و ريشهء اصلى آن « حدّ » است كه به معناى طرف و نهايت چيزى است و چون دشمن در طرف مقابل قرار مىگيرد . « محادّه » به معناى دشمنى كردن آمده است ( توجه داشته باشيد « محادّى » در اصل « محادّين » اسم فاعل صيغهء جمع بوده كه نون آن به هنگام اضافه ، افتاده است ) .
( 3 ) . « أتاق » از ريشهء « تأق » به معناى پر شدن گرفته شده و هنگامى كه به باب افعال برود به معناى پر كردن است .
( 4 ) . « مواتح » جمع « ماتح » به معناى كسى است كه آب از چاه برمىكشد .