حاكميت امامان ، و به چيزى همچون ولايت ، دعوت نشده است ( زيرا پايهء همهء واجبات است ) . « 1 »
اما چشمههايى كه در سومين جمله به آن اشاره شده ، مىتواند ناظر به آيات قرآن مجيد و سنّت پيامبر اكرم و امامان معصوم عليهم السّلام باشد . چراغها و نشانههاى راه ، اشاره به معجزات و كراماتى است كه از آن بزرگواران صادر شده و آبگاههاى سيرابكننده ، اشاره به علوم معصومين است كه همه را سيراب مىكند .
سپس امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن به سه ويژگى ديگر از ويژگىهاى اسلام اشاره كرده ، مىفرمايد : « خداوند منتهاى خشنودى خود و بالاترين قلّهء رفيع اطاعتش را در آن قرار داده است » ؛ ( جعل اللّه فيه منتهى رضوانه ، و ذروة دعائمه ، و سنام طاعته ) .
جملهء اول در واقع اشاره به همان چيزى است كه در قرآن مجيد آمده كه مىفرمايد :
« وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً »
« 2 »
جمله دوم مىتواند اشاره به آيهء شريفهء «
« وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ »
هركس جز اسلام را دين خود قرار دهد از او پذيرفته نيست » « 3 » باشد .
و جملهء سوم مطابق بعضى از روايات اشاره به جهاد است . در حديثى از امام باقر عليه السّلام مىخوانيم كه به يكى از ياران خود فرمود : « ألا اخبرك بأصل الإسلام و فرعه و ذورة سنامه ؛ آيا تو را از اصل و فرع اسلام و قلهء رفيع آن باخبر نسازم » . راوى عرض مىكند : آرى ! فدايت شوم ، فرمود : « أمّا أصله الصّلاة و فرعه الزّكاة و ذروة سنامه الجهاد ؛ اصلش نماز و فرعش زكات و قلهء رفيع آن جهاد است » . « 4 »
سرانجام امام عليه السّلام در پايان اين بخش به هفت وصف ديگر از اوصاف اسلام در عباراتى
هامش
( 1 ) . الكافى ، جلد 2 ، صفحهء 18 ، باب دعائم الاسلام ، حديث 1 .
( 2 ) . مائده ، آيهء 3 .
( 3 ) . آل عمران ، آيهء 85 .
( 4 ) . منهاج البراعه ، جلد 12 ، صفحهء 294 .