حرارت آتشهاى برافروختهء ( جهان ديگر ) است » ؛ ( فإنّ طاعة اللّه حرز من متالف مكتنفة ، و مخاوف متوقّعة ، و أوار « 1 » نيران موقدة ) .
در واقع جملهء اوّل و دوم اشاره به بركات اطاعت خداوند در دنيا و جملهء سوم اشاره به آثار آن در آخرت است ؛ در دنيا انسان را از خطرات موجود و خطرات آينده حفظ مىكند و در آخرت از آتش سوزان دوزخ .
بعضى از شارحان نهج البلاغه اين خطرات را اشاره به مفاسد اخلاقى و درونى دانستهاند كه هلاكتهاى ناشى از آن همان دور ماندن از هدايتهاى الهى است در حالى كه اين خطرات مىتواند شامل خطرات مادّى هم بشود ، زيرا اطاعت الهى ، جامعهء بشرى را در امنيّت فرومىبرد ، بركات آسمان و زمين را شامل حال آنها مىكند و مرگوميرها را تقليل مىدهد ، همانگونه كه در آيات سورهء نوح به آن اشاره شده است :
« فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً »
« 2 »
آنگاه بار ديگر امام به مسئلهء تقوا و پرهيزگارى و آثار آن بازمىگردد ، زيرا طاعت پروردگار و تقوا لازم و ملزوم يكديگرند ؛ تقواى درونى سبب طاعت مىشود ، همانگونه كه طاعت عامل پرورش تقوا در درون مىگردد . امام عليه السّلام در اينجا به هشت قسمت از آثار تقوا ، ضمن جملههايى كوتاه و پرمعنا اشاره مىكند و مىفرمايد : « هركس دست به دامن تقوا زند شدائد و سختيها پس از نزديكى ، از وى دور مىگردد ، تلخيهاى حوادث ناراحتكننده به شيرينى مبدّل مىشود ، امواج متراكم ناراحتى از او دور و مشكلات پىدرپى و خسته كننده ، آسان مىگردد و مجد و عظمت از دست رفته ، همچون بارانهاى پرپشت بر او فرو مىبارد و رحمت قطع شده الهى به سوى او بازمىگردد . نعمتهايى كه فرونشسته بود به
هامش
( 1 ) . « أوار » بر وزن « غبار » به معناى حرارت آتش و آفتاب است و گاهى به تشنگى حاصل از آن نيز اطلاق مىشود .
( 2 ) . نوح ، آيات 10 - 12 .