مىگويد : «
« وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ »
اگر مردمى كه در شهرها و آبادىها زندگى مىكنند ايمان مىآوردند و تقوا پيشه مىكردند ، درهاى بركات آسمان و زمين را بر آنها مىگشوديم » . « 1 » و نيز مىفرمايد :
«
« وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ »
آنكس كه تقوا پيشه كند خداوند راه نجات از مشكلات را به روى او مىگشايد و از آنجا كه انتظار آن ندارد ، به او روزى مىدهد » . « 2 »
رابطهء تقوا با اين امور تنها رابطهاى معنوى نيست . از نظر تحليلهاى عقلى نيز همينگونه است .
جوامعى را مىشناسيم كه بر اثر رعايت تقوا و اعتماد به يكديگر توانستند با همكارى يكديگر مشكلات عظيم را حل كنند و اختلافات و منازعات و پروندههاى جزايى و كيفرى در آنها به حداقل رسيده است .
جالب است كه در ماه مبارك رمضان كه روزهداران به مقتضاى
« لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ »
« 3 » از تقواى بيشترى برخوردار مىشوند ، آمار جرائم و جنايات به شدت كاهش مىيابد و به هنگامى كه مردم به سفرهاى معنوى ، همچون زيارت خانهء خدا مىروند مشكلات اجتماعى ناشى از مشكلات اخلاقى به سرعت فروكش مىكند ، زيرا تقوا عامل بازدارندهاى در برابر تمام اين مشكلات است .
در يك جامعهء باتقوا بدهكاران به دنبال طلبكاران مىگردند و اغنيا به سراغ نيازمندان مىروند ؛ افرادى كه سنگينى حقوق ديگران را بر دوش خود احساس مىكنند راه نجات از آن را جستجو مىكنند و به اين ترتيب رابطهء تقوا و فرونشستن مشكلات و فزونى بركات هم تفسير معنوى دارد و هم تفسير مادّى .
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 96 .
( 2 ) . طلاق ، آيهء 2 و 3 .
( 3 ) . بقره ، آيهء 183 .