من الجبل » « 1 » ايستادگى به خرج مىدهند و اين نشان مىدهد كه پرهيزكارى به معناى كنارهگيرى از اجتماع و عافيتطلبى نيست ، بلكه پرهيزكاران واقعى كسانى هستند كه در مقابل حوادث سخت ، سينه سپر مىكنند و با شجاعت براى نجات خود و جامعه در حل مشكلات مىكوشند .
صبر در مكاره ، يكى از شاخههاى صبر است كه شامل هرگونه مصيبت و حادثه ناگوار مىشود . پرهيزكاران در اين ميدان هم سربلند و پراستقامتند ، زيرا بىتابى در برابر مصائب و مشكلات از يك سو انسان را به گناه و سخنان نادرست مىكشاند و از سوى ديگر راه پيدا كردن حل مشكل را به روى انسان مىبندد .
شكرگزارى آنها ، به هنگام فزونى نعمت ، ناشى از تواضع آنان در برابر خدا و خلق است ؛ نه همچون مغروران متكبّر كه وقتى به مال و مقام و ثروتى مىرسند همهچيز را فراموش كرده ، سركشى را در برابر خالق و مخلوق آغاز مىكنند .
سپس امام عليه السّلام به سه وصف ديگر از اين اوصاف فضيلت اشاره كرده ، مىفرمايد : « به كسى كه او با وى دشمنى دارد ستم نمىكند ، و به سبب دوستى با كسى مرتكب گناه نمىشود ، و پيش از آنكه شاهدى بر ضدّش اقامه شود اعتراف به حق مىكند » ؛ ( لا يحيف « 2 » على من يبغض ، و لا يأثم فيمن يحبّ ، يعترف بالحقّ قبل أن يشهد عليه ) .
اين سه وصف ، همه ناشى از روح حقطلبى و عدالتخواهى پرهيزگاران است . عادل كسى است كه نه حق دشمنش را از او دريغ دارد ، همانگونه كه قرآن مجيد مىگويد :
«
« وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى أَلَّا تَعْدِلُوا »
دشمنى با گروهى سبب نشود كه عدالت را دربارهء آنان اجرا نكنيد » . « 3 »
هامش
( 1 ) . الكافى ، جلد 2 ، صفحهء 241 .
( 2 ) . « يحيف » از ريشهء « حيف » در اصل به معناى جور و ستم است ، بنابراين « لا يحيف » به اين معناست كه ستم نمىكند .
( 3 ) . مائده ، آيهء 8 .