است . نه تنها چنين سخنانى نمىگويند ، بلكه با آنها فاصلهء زيادى دارند . در حديثى از امام صادق عليه السّلام در برابر اين سؤال كه حدّ حسن خلق چيست ؟ آمده است : « أن تلين جناحك ، و تطيب كلامك ، و تلقى أخاك ببشر حسن ؛ حد حسن خلق اين است كه نرمخوباشى و سخنت را پاك و پاكيزه كنى و برادرت را با چهرهء گشاده ملاقات نمايى » . « 1 »
« غايب بودن منكر » اشاره به معدوم بودن آن است ؛ يعنى منكرى از آنها سر نمىزند كه در برابر مردم خود را نشان دهد .
اين احتمال نيز وجود دارد كه اگر لغزشى از آنان سر زند ، حداقل لغزش آشكارى نيست تا جامعه را آلوده سازد .
« معروف » اشاره به همهء خوبيهاست كه عقل و وجدان و شرع آن را مىشناسد و با آن بيگانه نيست ( از مادهء عرفان به معناى شناخت است ) .
منظور از « اقبال خير و ادبار شرّ » آن است كه آنها در انجام نيكيها پيوسته رو به پيش مىروند و اگر بديهايى در گذشته داشتهاند ، همواره از آن فاصله مىگيرند .
سپس امام عليه السّلام سه وصف ديگر از اوصاف حميدهء آنها را بيان مىدارد و مىفرمايد : « در برابر حوادث سخت ، استوار ، و در حوادث ناگوار ، شكيبا و به هنگام فراوانى نعمت شكرگزار است » ؛ ( في الزّلازل « 2 » وقور « 3 » ، و في المكاره صبور ، و في الرّخاء شكور ) .
« زلازل » در اصل به معناى زلزلههاست ؛ ولى در اينجا رويدادهاى سخت و فتنههاى بزرگى مراد است كه دلها را تكان مىدهد . پرهيزكاران در برابر اينگونه حوادث ، روحيهء خود را از دست نمىدهند و مانند كوه در برابر اين طوفانها به مضمون « المؤمن أصلب
هامش
( 1 ) . الكافى ، جلد 2 ، صفحهء 103 .
( 2 ) . « زلازل » جمع « زلزله » و « زلزال » به معناى حركت سخت و شديد است . به حوادث تكاندهنده و مشقت بار اجتماعى « زلازل » گفته مىشود .
( 3 ) . « وقور » از « وقر » بر وزن « فقر » در اصل به معناى سنگينى است و به اشخاص متين و سنگين وقور گفته مىشود .