آن است كه صبح و شام و در جميع حالات ، هم ذاكرند و هم شاكر ؛ ولى آنچه كه در بالا گرفته شد ، صحيحتر به نظر مىرسد .
دربارهء اهميّت ذكر اللّه در آيات و روايات ، تعبيرات بسيار پرمعنايى وارد شده است ؛ مثلا در حديثى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله مىفرمايد : « ثلاثة معصومون من إبليس و جنوده :
الذّاكرون للّه ، و الباكون من خشية اللّه ، و المستغفرون بالأسحار ؛ سه گروهند كه از شيطان و لشكريانش در امانند ، آنها كه پيوسته ياد خدا مىكنند ، و آنها كه از ترس ( كيفر خداوند ) اشك مىريزند ( و احساس مسؤوليت مىكنند ) ، و آنها كه در سحرگاهان استغفار مىنمايند » . « 1 »
دربارهء اهميّت شكر نيز در آيات و روايات ، تأكيدات فراوانى ديده مىشود ؛ از جمله در حديثى از امير مؤمنان كه در غرر الحكم آمده است ، مىخوانيم : « شكر النّعمة امان من حلول النّقمة ؛ شكر نعمت انسان را از بلاها و حوادث ناگوار در امان مىدارد » . « 2 »
آنگاه اشاره به دو وصف مهم ديگر از اوصاف اين پاكمردان مىكند و مىفرمايد :
« شب را سپرى مىكند ، در حالى كه ترسان است و صبح برمىخيزد ، در حالى كه شادمان است . ترسان از غفلتهايى است كه از آن برحذر داشته شده ، و شادمان براى فضل و رحمتى است كه به او رسيده ( زيرا روز ديگرى از خدا عمر گرفته و درهاى سعى و تلاش را به روى او گشوده است ) » ؛ ( يبيت حذرا و يصبح فرحا ؛ حذرا لمّا حذّر من الغفلة ، و فرحا بما أصاب من الفضل و الرّحمة ) .
مفهوم اين سخن آن نيست كه براى مسئلهء خوف و رجا تقسيم زمانى بيان كند ؛ خوف و رجا در هرزمان و در هرحال در دل پرهيزكاران است ، بلكه از آنجا كه پرهيزكاران بعد از پايان كار روزانه به محاسبهء خويش مىپردازند و از اين نگرانند كه در برنامهء روزى كه
هامش
( 1 ) . مستدرك الوسائل ، جلد 12 ، صفحهء 146 ، حديث 5 .
( 2 ) . غرر الحكم ، 5664 .