مىكند در حالى كه تمام همّش ياد خداست » ( يعمل الأعمال الصّالحة و هو على وجل « 1 » . يمسي و همّه الشّكر ، و يصبح و همّه الذّكر ) .
آرى ! اولياء اللّه اگر تمام اعمال صالح را انجام داده باشند باز از اين بيم دارند كه حق عبوديت پروردگار را ادا نكرده و در انجام وظيفهء خود كوتاهى كرده باشند ، همانگونه كه در حديث آمده است : شخصى از امام صادق عليه السّلام پرسيد چه چيز مهمّى در وصيّت لقمان بود ؟ فرمود : « امور مهم و شگفتآورى ، گفت و از همه شگفتآورتر اينكه به فرزندش گفت : آنگونه از خدا بترس كه اگر تمام اعمال نيك انس و جنّ را انجام داده باشى باز از اين بترسى كه كوتاهى كردهاى و خداوند مجازاتت مىكند و آنقدر به رحمت خدا اميدوار باش كه اگر تمام گناهان انس و جنّ را انجام دادهاى ، باز اميد به رحمت او داشته باشى » . « 2 »
قرآن مجيد در اين زمينه تعبير گويايى دارد ؛ در بيان اوصاف پيشگامان در اعمال خير مىفرمايد : «
« وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ »
آنها كسانى هستند كه نهايت كوشش را در انجام طاعات به خرج مىدهند و با اين حال دلهايشان هراسناك است از اينكه سرانجام به سوى پروردگارشان بازمىگردند » . « 3 »
تعبير به « عيسى . . . » اشاره به اين است كه آنها در آغاز روز كه تلاش و كوشش را شروع مىكنند ، با نام خدا آغاز مىكنند و در پايان روز كه از مواهب الهى بهرهء كافى مىگرفتند ، به شكر خدا مىپردازند . درست همچون نشستن بر سر سفرهء غذا كه با نام خدا شروع مىشود و با شكر پروردگار پايان مىپذيرد ، هرچند بعضى از شارحان « 4 » نهج البلاغه در تفسير اين دو جمله گفتهاند كه اين اختلاف در تعبير از باب تنوّع در عبارت است و منظور
هامش
( 1 ) . « وجل » به معناى خوف و ترس است و « وجل » بر وزن « خجل » به معناى شخص ترسان است .
( 2 ) . الكافى ، جلد 2 ، صفحهء 67 .
( 3 ) . مؤمنون ، آيهء 60 .
( 4 ) . فى ظلال نهج البلاغه ، جلد 3 ، صفحهء 169 .